آموزش و پرورش و گفتمان دولت سیزدهم

۷ مطالبه مهم از وزیر آینده آموزش و پرورش

۷ مطالبه مهم از وزیر آینده آموزش و پرورش

یک کارشناس آموزش و پرورش هفت مطالبه مهم از وزیر آموزش و پرورش دولت سیزدهم را تبیین کرد و اظهار داشت: رشد ماندگار و توسعه همه جانبه کشور در گروی توجه خاص به آموزش وپرورش و تعلیم و تربیت فرزندان این مملکت است.


فیض اله عابدینی در گفت و گو با ایسنا، با اعلان اینکه رییس جمهور دولت سیزدهم با شعار «دولت قوی و مردمی» و با وعده عدالت گستری و کرامت بخشی روی کار آمده است و تحقق وعده عدالت و کرامت رییس جمهور، مستلزم اهتمام جدی به تبلور گفتمان ارائه شده یعنی گفتمان «دولت قوی و مردمی» است اظهار نمود: بی شک دولت قوی و خیرخواه مردم، جز با تعیین کابینه قوی و خدمتگزار، چهره واقعیت به خود نمی گیرد.
وی ادامه داد: چنانکه بدون گزینش وزیر کار بلد و جهادی برای وزارت بنیادین و گسترده آموزش وپرورش، عنوان کابینه قوی ضامن توسعه پایدار، عنوانی بامسما نخواهد بود. از همین روست که همه خیرخواهان نظام، خصوصاً رهبران انقلاب بر این حقیقت تاکید داشته اند که رشد ماندگار و توسعه همه جانبه کشور درگروی توجه خاص به آموزش وپرورش و تعلیم و تربیت فرزندان این مملکت است.
این کارشناس آموزش و پرورش با اشاره به ضرورت حضور وزیری در وزارت آموزش وپرورش برای تحقق گفتمان «مدرسه قوی و صالح» که هم با اسناد بالادستی مانند سند تحول بنیادین و هم با شعار و گفتمان رییس جمهور همخوانی دارد اظهار داشت: وزیر آتی باید بتواند با جبران یک دهه کم اعتنایی به سند بنیادین مورد اشاره و سیاست های ابلاغی از طرف رهبری معظم، آموزش وپرورش را از وضع موجود به جایگاه مطلوب خود برساند و به اهداف تعیین شده در افق ۱۴۰۴ نیز جامه عینیت ببخشد.
ایشان سپس بصورت لیست وار برخی چالش ها و مطالبات فرهنگیان از وزیر آموزش وپرورش دولت سیزدهم را برشمرد که مروری بر آنها خواهیم داشت:
۱- اهتمام شایسته به دانشگاه فرهنگیان
نمی توان از آموزش وپرورش، انتظار تربیت دانش آموز در تراز جمهوری اسلامی را داشت، اما معلم و مربی متناسب با این هدف را فراهم نکرد. تحقق این امر نیز مستلزم بهره گیری حداکثری از ظرفیت دانشگاه های فرهنگیان و شهید رجایی است که البته انتصاب و به کارگیری مدیری کار بلد، تحول خواه و جهادی، پیش شرط قطعی آنست.
بی شک یکی از علل اصلی وضعیت آزاردهنده و تأثربار فعلی آموزش وپرورش بی توجهی یا غفلت از تربیت معلم و مربی مورد نیاز مدارس کشور بوده است. مگر دستگاه زیربنایی آموزش وپرورش که با فرزندان معصوم این مرز و بوم سروکار دارد، بی برنامه است که هر وزیری با هر توجیهی و یا تحت فشار هر گروه مجلس نشینی، نیروی مورد نیاز آنرا بجای صراط مستقیم دانشگاه های یاد شده، از کج راهه هایی همچون خرید خدمت، تبدیل نیروهای شرکتی، جذب فارغ التحصیلان سایر دانشگاه ها با توجیه به اصطلاح گذراندن دوره کارآموزی چندماهه تامین کند؟.
آنچه امروز در زمینه تعلیم و تربیت کشور شاهد آن هستیم غالباً ناشی از سوء تدبیر و تصمیمات ناکارآمد مسئولان ادوار مختلف در نهادهای تصمیم گیر از دولت گرفته تا مجلس است. مسلما نباید کارشناسی نشده و یا با اندک تجمعی در مقابل ساختمان مجلس، حکم به استخدام ده ها هزار نفر برای مولدترین دستگاه کشور داد که مهم ترین ابزارش، نیروی انسانی لایق و مناسب می باشد. آثار سوء اینگونه تصمیمات، لطمه های جبران ناپذیری را طی ده ها سال در زمینه های مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و حتی امنیتی به جامعه، وارد میکند.
بی گمان ساماندهی دقیق پروسه جذب نیروی انسانی، مطالبه به حق و تجربه شده ای است که هم از مطالبات جدی و چندین ساله جامعه فرهنگیان و هم از دغدغه ها و تذکرات پرتکرار رهبری است.
۲- کاربستی کردن سفارش های هفت گانه رهبری معظم در گام دوم انقلاب
به اعتقاد نگارنده، همه سفارش های هفت گانه رهبری خطاب به فرزندان و جوانان این دیار که عبارت است از توجه به علم و پژوهش، معنویت و اخلاق، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، استقلال و آزادی، عزت ملی و روابط خارجی و مرزبندی با دشمن و سبک زندگی، بیش از هر جا در آموزش وپرورش باید مورد التفات و اهتمام جدی قرار بگیرد و بلکه از همان دوره ابتدایی؛ چنانکه امام راحل ما می فرمود: «به دبستانی ها برسید که دانشگاه دیر است».
اساساً مگر ماموریت آموزش وپرورش، غیر از فراهم ساختن بستر تبلور و رشد استعدادهای دانش آموزان در زمینه های هفت گانه فوق است؟ و مگر سعادت دنیا و آخرت فرزندان ما درگرو اهتمام به این ها نیست؟ و اگر اعمال آدمی درگرو خلقیات و روحیات ثبات یافته اش است و این روحیات نیز بر باورها و افکارش اتکاء و قوام دارد، و این امر خصوصاً در سالهای اولیه زندگی و در سایه تفهیم و ترغیب و تشویق، قابل شکل گیری و پرورش است، آیا نهادی بالقوه مناسب تر از نظام تعلیم و تربیت یافت می شود؟.
بدین سبب جا دارد و باید به این سفارش های انسان شناسانه، دین مدارانه، خیرخواهانه، وطن دوستانه و حقاً داهیانه و آینده نگرانه رهبری فرزانه، توجه تام و تمام قد برای پیاده کردن آن اقدام نمود. البته و صد البته نه بصورت شتاب زده و اقدام از سر رفع مسئولیت، بلکه کارشناسانه، برنامه مدارانه و با رعایت سن تربیت، جنسیت و اصل تدریج در تربیت باید اقدام نمود.
۳- عنایت ویژه به احیا و اعتلای هنرستان ها
عقل، شرع و تجربه بشری حکم می کند که هدایت تحصیلی دانش آموزان باید به نحوی باشد که هم با استعداد و علاقه واقعی آنها (نه کاذب و ناشی از جو زدگی و تقلید یا القا و تلقین دیگران) سازگار بوده و هم برای آنان و جامعه شان مفید و سودمند باشد. حال باید پرسید واقعاً خروجی آموزش وپرورش ما و مشخصاً هنرستان های ما هدف فوق را برآورده می کند؟.
چه درصدی از دیپلمه های ما، پس از دیپلم، مهارت لازم برای ورود در بازار کار و کسب درآمد را دارند؟ آیا تحصیل دوازده ساله شان، از حیث تامین معاش سودی برای آنان دارد؟ وضع سودمندی و خیرشان برای تامین خانواده و جامعه شان چه طور؟ از حیث مهارت های پایه و عمومی یا مهارت های زندگی چگونه اند؟ واقعیت امر این است که با این نظام و ساختار آموزشی و با این هنرستان های پرجمعیتِ دارای کارگاه ها و تجهیزات قدیمی، آورده درخوری به دست نمی آید چنانکه حتی با ادامه تحصیل در دانشگاه نیز، غالباً چیزی جز مدرک بی ثمر، سرخوردگی ناشی از بیکاری و اتلاف وقت حاصل نمی گردد و اگر برخی از هنرجویان، منشأ اثر شدند عمدتا محصول کارورزی و شاگردی در کارگاه های غیر مدرسه ای است.
به این جهت چاره ای جز این نیست که عزم جدی برای احیا و ارتقای سطح هنرستان های فنی و حرفه ای و کاردانش اندیشیده شود. هنرستان های ما هم از حیث ابزار و کارگاه ها و امکانات آن، نیاز به نوسازی، بهسازی و توسعه رشته ها دارند و هم از حیث هنر آموزان و مدرسان، نیازمند تغییرات یا ترفیعات مناسب هستند، چنانکه هم زمان به تغییر نگرش دانش آموزان و اولیا بوسیله تبلیغات فراگیر سمعی و بصری احتیاج مبرم دارند.
تسریع در نیل به وعده رییس جمهور در خصوص ایجاد یک میلیون اشتغال در هر سال، در سایه اولویت دهی وزیر آموزش وپرورش به خارج ساختن هنرستان ها از وضعیت موجود، امکان پذیر است و پیشنهاد می شود معاونت مستقل فنی و حرفه ای در وزارت آموزش وپرورش ایجاد شود.
البته از نمایندگان مجلس نیز انتظار می رود به وزیر آینده در تحقق هدف فوق که نیاز ضروریِ حال و آینده جامعه است، خصوصاً از حیث تامین بودجه، یاری رسانند. شایسته نظام آموزش وپرورش ایران اسلامی و ملت برومند آنست که علاوه بر هنرآموزان هنرستانی با برنامه ریزی مناسب، به مهارت عمومی و پایه تمام دانش آموزان در همه دوره های سال تحصیلی توجه گردد و خصوصاً برای دانش آموزان دوره اول متوسطه، با رعایت پایه و جنسیت یک مهارت اشتغال آفرین فراهم نمود، چونکه دانش آموزان این دوره هم برخلاف ابتدایی ها از رشد جسمانی و عقلی لازم برای کسب مهارت برخوردار می باشند و هم دغدغه دانش آموزان دوره دوم متوسطه یعنی کنکور را ندارند.
۴- التفات حامیانه به مدارس غیردولتی
همانطور که اقتصاد کشور طبق قانون، تنها توسط بخش دولتی انجام نمی یابد بلکه بخش های دیگر یعنی تعاونی ها و بخش خصوصی نیز در آن دخیل اند، در آموزش وپرورش فرزندان این مملکت هم، بخش خصوصی یا مردم نیز برمبنای قانون، به کمک دولت آمده اند. بررسی های میدانی و آمارها حکایت از موفق بودن این نوع مدارس در عرصه های رقابتی همچون کنکور، المپیادها و مسابقات ورزشی و پرورشی دارد و همین مورد سبب گرایش بیش از پیش مردم به ثبت نام فرزندانشان در این مدارس شده است. تا جایی که در بعضی شهرها میزان تحصیل دانش آموزان در مدارس غیردولتی بیش از ۳۳ درصد است.
به رغم رضایت قابل توجه مردم از عملکرد این مدارس و با وجود تکالیف قانونی تعیین شده برای دولت، متأسفانه دولت ها خصوصاً دولت یازدهم و دوازدهم نسبت به تعهدات خود در قبال مؤسسان و معلمان مدارس یاد شده شانه خالی کردند. از وزیر دولت سیزدهم به حق انتظار می رود تلاش لازم، برای اجرای مواد ۱۰، ۱۱، ۱۲، ۱۳ و ۱۹ قانون تأسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی مصوب سال ۱۳۹۵ را به عمل آورد. مفاد مواد فوق، همان حمایت های قانونی می باشد که وظیفه متقابل حاکمیت در قبال مشارکت، سرمایه گذاری، ریسک و مسئولیت پذیری مردم را خاطرنشان می سازد.
ازجمله حمایت های مؤثر دولت سیزدهم، پرداخت حق بیمه نیروهای جوان شاغل در مدارس و مراکز دولتی است که در دولت های نهم و دهم در قالب ماده ۸۰ حمایت می شد و در هشت سال اخیر، به آن بی توجهی کامل شد که البته متأسفانه، بازنده اصلی این بی توجهی یا غفلت، مردم بوده اند. افزایش مکرر حق بیمه نیروها که امسال بیش از یک میلیون و یک صد هزارتومان شده است، هزینه مضاعفی را بر مؤسسان، تحمیل کرده و آنان به ناچار، آنرا یا با افزایش شهریه بوسیله اولیا جبران کرده اند یا از خیر اشتغال آفرینی برای جوانان گذشته و از نیروهای بازنشسته بجای آنان بهره برده اند.
به این جهت از مجلس نیز انتظار می رود در امتداد رسالت نظارت بر قوانین، پیگیری لازم را انجام دهند و مطالبه کنند که چرا تعدادی از مواد یادشدههنوز بخشنامه اجرائی ندارند. در عین حال، حمایت لازم را از وزیر آموزش وپرورش برای اجرای مطلوب آن، به عمل آورند.

۵- بازگرداندن آموزشکده ها به جایگاه اصلی خود
حسب سلیقه و اراده یکی از وزرای آموزش وپرورش در دولت دهم، بیش از ۱۳۰ آموزشکده که از حیث وسعت، وسیع ترین فضای آموزشی و از حیث تجهیزات و نیروی انسانی کارآمد، غنی ترین سرمایه مادی و معنوی آموزش وپرورش محسوب می شد، به آسانی تمام، در اختیار آموزش عالی قرار گرفت، این در حالی بود که همان زمان خیلی از مدارس کشور، به سبب قلّت فضاهای آموزشی دو شیفت اداره می شد.
با توجه به نیاز مبرم خود آموزش وپرورش در توسعه هنرستان ها برای توانمندسازی دانش آموزان جا دارد وزیر آموزش و پرورش با کمک رییس جمهور و همچنین مجلس، آموزشکده ها را به آموزش وپرورش برگردانند تا از برخی از آنها بعنوان هنرستان و از تعداد دیگر نیز بعنوان مراکز دانشگاه فرهنگیان با اهداف مهم سابق الذکر بهره برداری شود.

۶- سهام دار کردن فرهنگیان در صندوق ذخیره فرهنگیان
با توجه به موانع و بهانه های تقریباً همیشگی برای ارتقای انگیزه معلمان از قبیل کسری بودجه، فراوانی جمعیت فرهنگیان و...، معتقدم با سهام دار کردن فرهنگیان در صندوق ذخیره فرهنگیان، بخش قابل توجهی از هدف فوق، تامین می شود، برای اینکه تاکنون، فرهنگیان تنها سرمایه گذار بوده اند، همچون سرمایه گذاری در بانک ها و نه سهام دار و پس در انتهای کار تنها سود سرمایه و واریزی معادل واریزی آنان توسط دولت، نصیبشان می شده است. درحالی که اگر درصدی از سهام صندوق به آنان تعلق می گرفت بطور پیوسته از سود و آورده نسبتاً بالای آن بهره مند می شدند.
سرمایه گذاری بالای صندوق چه از حیث خرید شرکتها و کارخانه ها و چه از حیث راه اندازی شعبات بانک سرمایه و مانند آن حقیقتاً می تواند تامین کننده معاش معلمان باشد. البته می دانیم که کار آسانی نیست و موانع مختلف و بهانه های مختلفی بر سر راه است، اما نیک می دانیم که شدنی است و با عزم جزم و نگاه آینده نگرانه مسئولان مملکت خصوصاً دولت مردان و نمایندگان ملت و صدالبته با پیگیری و سماجت و رایزنی وزیر آموزش وپرورش قابل تحقق است.
با توجه به این که تسویه حساب های گذشته صندوق با فرهنگیان بازنشسته، با تورم و مضایق اقتصادی و ارزش افزوده سرمایه گذاری صورت گرفته تناسب نداشته است مضافاً این که این همکاری و حسن اعتماد فرهنگیان در سالهای اولیه و سپری شده بوده است که قوام و رشد صندوق را سبب گشته است به این جهت پیشنهاد می شود در مقام اجرا عزیزان پیشکسوت و بازنشسته نیز با سازوکار و پرداختی مناسب توسط آنان زمینه ی برگشت آنها به صندوق و بهره مندی از خدمت نظام فراهم گردد.




1400/05/23
22:36:19
0.0 / 5
180
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۴ بعلاوه ۳

لینک دوستان مدیریت آموزش

تگهای مدیریت آموزش

olms.ir - حقوق مادی و معنوی سایت مدیریت آموزش محفوظ است

مدیریت آموزش

آموزش آنلاین