یك مرمتگر از بحرانی جدی سخن گفت

فارغ التحصیلان بیکار!

فارغ التحصیلان بیکار!

به گزارش مدیریت آموزش، یک مرمتگر آثار و بناهای تاریخی ضمن اشاره به افت کیفیت آموزش و بحران بیکاری در رشته مرمت، اظهار داشت: «تا زمانیکه گردشگری در کشور رونق نگیرد، نه مرمت جان می گیرد و نه فارغ التحصیلان این رشته جذب بازار کار می شوند. مرمت بدون گردشگر، صرفا به مدرک گرایی و بیکاری ختم می شود.»


در حالی که رشته های در رابطه با میراث فرهنگی، خصوصاً مرمت بنا و بافت های تاریخی، با افت کیفیت آموزش، مدرک گرایی و فاصله بیش از پیش دانشگاه از میدان عمل مواجهند، ایسنا به عنوان خبرگزاری دانشجویان ایران بر آن است تا در پرونده ای به بررسی کیفیت آموزش این رشته در دانشگاه ها، کمبودها، و چالش های آن و همین طور جایگاه دانشگاهی این رشته در بازار کار، از دیدگاه دانشجویان، فارغ التحصیلان و اساتید حوزه مرمت بپردازد.
سیامک علیزاده، مرمتگر آثار، بناها و اشیای تاریخی و استادیار دانشگاه در گفت و گو با ایسنا، ابتدا به مرور ایجاد رشته تحصیلی مرمت پرداخت و اظهار داشت: رشته مرمت از نظر تخصصی به سال ۱۳۵۶؛ یعنی قبل از انقلاب، بازمی گردد. این رشته در ابتدا بصورت تحصیلات تکمیلی آموزش داده می شد. آن زمان دوره کارشناسی ارشد تعریف شده بود و دانشجویان به طور معمول با مدرک کارشناسی از رشته هایی مانند باستان شناسی، معماری یا سایر رشته های مرتبط وارد دوره فوق لیسانس مرمت می شدند و بعد از دو یا سه سال تحصیل، فارغ التحصیل می شدند. بعد از انقلاب و با ایجاد شورای عالی انقلاب فرهنگی، ساختار آموزشی تغییر نمود و دوره کارشناسی برای این رشته تعریف شد. در همین مقطع، رشته مرمت به دو شاخه تقسیم شد؛ «مرمت آثار تاریخی» و «مرمت بناهای تاریخی». دانشجویان مرمت بناهای تاریخی باید تا حدی با معماری، نقشه کشی و مصالح ساختمانی آشنا باشند و مطالعات مرتبطی داشته باشند. در مقابل، دانشجویان مرمت آثار باستانی هم باید پیش زمینه هایی در عرصه باستان شناسی، تاریخ هنر یا مطالعات موزه ای داشته باشند.
او اضافه کرد: در هر صورت، این دو رشته در مقطع کارشناسی راه اندازی شدند و اولین مرکزی که بصورت دانشگاهی و دانشگاهی به آموزش آنها پرداخت، دانشگاه فارابیِ آن زمان بود؛ دانشگاهی که بعدها به دانشگاه هنر تبدیل شد. شعبه اصفهان دانشگاه هنر هم جزو اولین مراکزی بود که این رشته ها را بطور جدی و دانشگاهی تدریس کرد. هر دو رشته، هم مرمت آثار باستانی و هم مرمت بناهای تاریخی، رشته های خیلی مهم و ضروری هستند؛ چونکه ایران همچون کشورهایی است که از نظر آثار باستانی، چه در عرصه اشیای تاریخی و چه در عرصه بناهای تاریخی، خیلی غنی و سرشار است و به این تخصص بشدت نیاز دارد؛ نیازی که حالا وجود دارد و هم در آینده هم ادامه خواهد داشت.
علیزاده با اشاره به اینکه مرمت، کاری حساس، تخصصی و فنی است و نیازمند مهارت های خاصی است، اضافه کرد: فردی که می خواهد در این رشته متخصص شود، باید هم توانایی و مهارت فنیِ قوی داشته باشد و هم خاصیت ها و استعدادهای هنری. در حقیقت تلفیقی از این دو خاصیت ضروری است که طبیعتاً هر کسی الزاماً آنرا ندارد. علاوه بر این، مرمت کاری است که باید با دقت، حساسیت و مهارت خیلی صورت گیرد. بدین سبب هر کسی نمی تواند وارد این حوزه شود. این رشته نیازمند فیلتر شدن است؛ یعنی اگر فردی مقرر است در این راه ادامه تحصیل دهد و وارد بازار کار شود، باید واقعا علاقه مند باشد، نه این که فقط برای گرفتن مدرک وارد این رشته شود.
این کارشناس اظهار داشت: متاسفانه جذب دانشجو در این دو رشته، نه برمبنای علاقه صورت می گیرد و نه برمبنای کیفیت. ملاک اصلی، کمّیت است. از آنجائیکه رشته مرمت یکی از ساده ترین رشته ها برای قبولی در کنکور هنر به حساب می آید و رتبه پایین تری نسبت به سایر رشته ها می طلبد، خیلی از داوطلبان بدون علاقه و بدون شناخت وارد این رشته می شوند. این مساله لطمه جدی به کیفیت آموزش و تخصص وارد می نماید و بالاخره، زمانی که این فارغ التحصیلان می خواهند وارد بازار کار شوند، با مشکلات جدی مواجه می شوند. به همین دلیل، جذب دانشجو باید فیلتر شود؛ یعنی مصاحبه، آزمون عملی یا ارزیابی های تخصصی درنظر گرفته شود و سخت گیری لازم صورت گیرد که متاسفانه اکنون وجود ندارد.
او افزود: دومین ایراد مهم، تعدد مراکز آموزشی است. در گذشته، تنها دانشگاه هنر اصفهان این رشته را آموزش می داد اما حالا، علاوه بر دانشگاه های دولتی متعدد، دانشگاه آزاد و مراکز غیرانتفاعی هم در مقاطع کارشناسی تا دکتری این رشته را راه اندازی کرده اند. این حجم از گسترش اصلاً ضرورتی ندارد. ما به این تعداد فارغ التحصیل در رشته مرمت نیاز نداریم. نیاز واقعی کشور خیلی کمتر از این مقدار است. به جای تمرکز بر کمیت، باید بر کیفیت آموزش تمرکز نماییم. هم اکنون، تیراژ و تعداد فارغ التحصیلان افزایش پیدا کرده، اما کیفیت آموزشی به همان نسبت کاهش پیدا کرده است و این یک اشتباه جدی است. نتیجه آن هم مشخص است، بخش عمده ای از این فارغ التحصیلان بیکار هستند. بازار کار توان جذب این حجم از نیرو را ندارد. نخستین نهادی که می تواند این افراد را جذب نماید، وزارت و سازمان های میراث فرهنگی، موزه ها و نهادهای وابسته به آن است اما این سازمان ها ظرفیت محدودی دارند و استخدام ها خیلی اندک و محدود است.
این مرمتگر اضافه کرد: در قسمت خصوصی شرایط چندان بهتر نیست. شرکت های خصوصیِ مشاور یا اجرایی با مشکلات مالی و قراردادی مختلفی مواجهند. دستمزدها پایین است و خیلی از مرمتگران از همکاری با این شرکتها رضایت ندارند. استخدام دولتی هم خیلی محدود و به ندرت اتفاق می افتد. بنابراین، خیلی از فارغ التحصیلان یا بیکار می مانند یا به ناچار وارد بخش خصوصی می شوند، آن هم با درآمدی نامناسب. در موارد زیادی هم اساساً جذب حوزه تخصصی خود نمی شوند و به مشاغل غیرمرتبط روی می آورند. من شخصاً فارغ التحصیلان مرمتی را دیده ام که یکی معلم شده، دیگری به زنبورداری یا کشاورزی روی آورده، یکی در ادارات دولتی مانند اداره برق استخدام شده است اما هیچ کدام در عرصه تخصصی مرمت فعالیت نمی کنند. این مسئله یکی از معضلات جدی این رشته است.
علیزاده به ارایه چند راه حل ها برای حل این معضلات پرداخت و توضیح داد: اولین پیشنهاد این است که تعداد مراکز دانشگاهی عرضه کننده این رشته کاهش پیدا کند و آموزش در یک یا دو دانشگاه، در نهایت سه دانشگاه متمرکز شود. احتیاجی به این همه دانشگاه برای آموزش رشته مرمت نیست. تمرکز اصلی باید بر کیفیت آموزش باشد؛ چونکه مرمت کاری خیلی حساس است. زمانی که یک اثر تاریخی یا هنری را مرمت می نماییم، با موضوعی خیلی ظریف و باارزش مواجه هستیم که هر کسی صلاحیت ورود به آنرا ندارد. این کار نیازمند تخصص، مهارت، تجربه، آرامش و حوصله فراوان است. روند مرمت به طور معمول طولانی است و فرد باید توان و صبر ضروری جهت انجام این پروسه را داشته باشد.
او اضافه کرد: پیشنهاد دیگر این است که در دوره های آموزشی دانشگاهی، واحدهای عملی بیشتری درنظر گرفته شود یا در زمان استخدام در نهادهای مرتبط، دوره های کارآموزی الزامی باشد. به عنوان نمونه، خیلی از دانشجویان مرمت بنا، طاق زنی را بلد نیستند. انواع طاق ها، گچ بری ها، ساخت ملات ها و خیلی از مهارت هایی که استادکاران سنتی به خوبی می شناسند، برای آنها ناآشناست. دانشجویان از نظر تئوریک اطلاعات خوبی دارند، اما در عمل ضعیف هستند. این نقص باید بوسیله کارآموزی عملی و آشنایی با شیوه های سنتی و مهارت افزایی جبران شود. اما مهم ترین مسئله، بحث اشتغال است. واقعیت این است که بیشتر رشته ها، خصوصاً رشته های هنری، با مشکل اشتغال مواجهند اما در بین آنها، رشته مرمت وضعیت بدتری دارد. بالاترین نرخ بیکاری در بین رشته های هنری، متعلق به مرمت است و آمار آن به حدود ۱۷ درصد می رسد.
علیزاده رونق در این رشته را به شرط رونق گردشگری دانست و اظهار داشت: اگر بخواهیم در این زمینه رونق ایجاد نماییم و به فارغ التحصیلان امید بدهیم، از دید من بهترین راه حل، توجه جدی به گردشگری می باشد. با ورود گردشگر، نیاز به خدمات موزه ای، خانه های تاریخی، اقامت گاه ها و فضاهای فرهنگی افزایش می یابد. بناهای تاریخی، موزه ها و مناطق گردشگری، بدون ایجاد درآمد پایدار امکان ادامه حیات ندارند و دولت هم به تنهایی نمی تواند همه این حوزه ها را پوشش دهد. نمونه آن، خانه های تاریخی در شهرهایی مانند اصفهان و کاشان است که خیلی از آنها متروکه شده اند یا سرمایه ای برای مرمت آنها وجود ندارد. اگر گردشگری تقویت شود و سرمایه از این طریق تزریق شود، این بناها احیا می شوند و نه فقط جهت مرمتگران، بلکه برای راهنمایان گردشگری، موزه داران، باستان شناسان، صنایع دستی، فروشگاه های هدایا و خیلی از مشاغل دیگر اشتغال ایجاد می شود.
این مرمتگر اظهار داشت: متاسفانه یا به این مساله توجه نکرده ایم یا برنامه ریزی جدی برای آن نداشته ایم. اگر گردشگری بصورت جدی توسعه پیدا کند، بدون تردید اشتغال قابل توجهی در عرصه مرمت بناهای تاریخی و مرمت آثار باستانی، چه در موزه ها و چه در لابراتوار ها و کارگاه های مرمت، ایجاد خواهد شد. در غیر این صورت، تنها گزینه باقیمانده، استخدام محدود در سازمان میراث فرهنگی است که پاسخگوی حجم بالای فارغ التحصیلان نخواهد بود. حتی اگر فارغ التحصیلان بخواهند جذب کارهای بخش خصوصی شوند، آن جا هم با مشکلات جدی مواجه هستند. قراردادهایی که بسته می شود، اغلب مشکل ساز است و ساختار درستی ندارد. خیلی از شرکت های مرمتی که من می شناسم، به جز تعداد خیلی محدودی، در عمل ورشکسته شده اند. دلیلش هم این است که نوع قراردادها خیلی سخت گیرانه است یا بودجه هایی که برای پروژه ها درنظر گرفته می شود خیلی پائین است. وقتی با بودجه ناچیز انتظار انجام یک کار تخصصی و حساس را دارند، در عمل فایده ای ندارد.
او اضافه کرد: من خودم هم مدتی در این زمینه فعالیت داشتم و بصورت خصوصی وارد قرارداد می شدم؛ چه با سازمان میراث فرهنگی و چه در قالب پروژه های دیگر. البته همکاری با بخش خصوصیِ واقعی، مثل مالکان خصوصی یا هتل ها، شرایط بهتری دارد و به طور معمول از نظر انعطاف پذیری و تعامل مناسب تر است، اما در مجموع این ها مسائلی است که در وضعیت فعلی وجود دارد.
علیزاده در رابطه با تأثیر شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور بر آینده رشته مرمت توضیح داد: شرایط اقتصادی فعلی کشور مناسب نمی باشد و این مسئله به دلیلهای مختلفی وجود دارد. یکی از مهم ترین آنها، همانطور که اشاره کردم، رکود کامل در قسمت گردشگری می باشد. در کشورهایی که گردشگری فعالی دارند، اصلاً به توریسم عنوان «صنعت» داده اند. دلیلش هم روشن است، صنعت یعنی تولید، یعنی گردش مالی، یعنی ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی. توریسم دقیقا چنین چرخه ای دارد. کشورهایی که دارای آثار باستانی غنی هستند، رقابت خیلی شدیدی برای جذب توریست دارند. این حوزه مثل نفت نیست که روزی تمام شود یا قیمتش بالا و پایین شود. گردشگری با عنایت به شرایط جهانی و علاقه مردم به سفر، بازدیدهای علمی، فرهنگی و تفریحی و شناخت میراث کشورها، روزبه روز درحال گسترش است.
او افزود: به عنوان نمونه، کشورهایی مانند امارات و خصوصاً دبی را درنظر بگیرید؛ جایی که اساساً آثار باستانی قابل توجهی ندارد، اما با برنامه ریزی و سرمایه گذاری، فضا و جاذبه خلق می کند. از سواحل، بیابان ها و حتی شن های همان منطقه استفاده می نمایند و آنها را به جاذبه گردشگری تبدیل می کنند. در صورتیکه ما، بمراتب ظرفیتهای طبیعی و تاریخی غنی تری داریم؛ کویرهای گسترده، امکان شترسواری، کاروان های سنتی در دل کویر و فضاهایی که توریستهای خارجی عاشق آن هستند. اما متاسفانه به این ظرفیت ها توجهی نشده و خیلی از آنها رها شده و بلااستفاده باقیمانده اند. البته منظورم از ناشناخته بودن، ناشناخته از نظر بازدید است، نه از نظر ارزش تاریخی. تا آن زمان که این وضعیت اقتصادی و محدودیت ها حاکم باشد، نمی توان چندان به آینده امیدوار بود. استخدام در این زمان اخیر بشدت کاسته شده و اشتغال در رشته های هنری، خصوصاً رشته مرمت، افت محسوسی داشته است. خیلی از دانشجویان و فارغ التحصیلان این رشته ها یا خانه نشین شده اند یا فقط برای سرگرمی فعالیت می کنند؛ بطورمثال نقاشی می کشند، یا بسمت تدریس رفته اند. در مجموع، شرایط به این شکل درآمده است.
این کارشناس اظهار داشت: بطور کلی، اوضاع باید از نظر فرهنگی، سیاسی و اقتصادی سامان پیدا کند. توسعه گردشگری و توریسم یک ضرورت جدی است. اگر این بخش راه بیفتد، آینده این رشته هم بهتر خواهد شد. متاسفانه ما در این رقابت از کشورهایی مثل ترکیه، هند، چین و حتی پاکستان عقب مانده ایم. اگر آمار توریسم این کشورها را بررسی کنید، بطورمثال چین، یونان یا ترکیه، خواهید دید که اعداد و ارقام آنها اصلاً با ایران قابل قیاس نیست. آنجا رونق وجود دارد لذا رشته هایی مثل موزه داری و مرمت به آسانی جذب بازار کار می شوند و فرصت شغلی فراوان است.
علیزاده اظهار داشت: در ایران اما شرایط متفاوت می باشد. وقتی توریست وجود ندارد، پولی هم تزریق نمی گردد. وقتی پول نیست، هزینه ای هم برای مرمت آثار صورت نمی گیرد. در صورتیکه اگر گردشگر وارد شود، یکی از نخستین چیزهایی که می خواهد، اقامت در فضاهای اصیل و تاریخی است، بطورمثال خانه های تاریخی مرمت شده. این نوع اقامت گاه ها هم برای گردشگران جذاب است و هم دقیقا همان چیزی است که آنها از ایران انتظار دارند، بافت قدیم، معماری سنتی، هویت و اصالت تاریخی. اما سوال اینجاست که با چه سرمایه ای؟ بخش خصوصی جلو نمی آید، چون تضمینی وجود ندارد. بخش دولتی هم به علت ضعف بودجه، توان سرمایه گذاری گسترده ندارد. چاره این است که مردم و بخش خصوصی وارد میدان شوند، اما آنها هم نیاز به تضمین دارند. باید مطمئن باشند که توریست می آید، اقامت می کند و هزینه می پردازد. وقتی چنین تضمینی وجود ندارد، طبیعی است که کسی حاضر نباشد سرمایه گذاری کند. ساختمانی مرمت می شود، هزینه سنگینی برایش صرف می شود، اما خالی از مسافر می ماند و سرمایه بازنمی گردد.
او با تأکید بر این که همه این عوامل به هم وابسته اند، اضافه کرد: آینده ای که شما پیرامونش پرسیدید، اگر با همین وضعیت اقتصادی، محدودیت های گردشگری و شرایط موجود ادامه پیدا کند، چندان امیدوارکننده نخواهد بود. توریسم زمانی رونق می گیرد که آرامش حاکم باشد، روابط بین المللی بهبود پیدا کند، تحریمها وجود نداشته باشد و تبلیغات منفی ضد ایران خنثی شود. اگر این فضا فراهم گردد، آن وقت می توان برای آینده برنامه ریزی کرد و امیدوار بود که در عرصه اشتغال، خصوصاً در رشته مرمت، رونق ایجاد شود.
به اجمال، بجای تمرکز بر کمیت، باید بر کیفیت آموزش تمرکز نماییم. البته منظورم از ناشناخته بودن، ناشناخته از نظر بازدید است، نه از نظر ارزش تاریخی. وقتی چنین تضمینی وجود ندارد، طبیعی است که کسی حاضر نباشد سرمایه گذاری کند.
5.0 / 5
12
1404/11/26
09:37:23
تگهای خبر: آزمون , آمار , آموزش , اجتماعی
این مطلب مدیریت آموزش برایتان مفید بود؟
(1)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید

لینک دوستان مدیریت آموزش

تگهای مدیریت آموزش

olms.ir - حقوق مادی و معنوی سایت مدیریت آموزش محفوظ است
مدیریت آموزش: دانش را به اشتراک بگذارید، آینده را بسازید (olms.ir)

مدیریت آموزش

آموزش آنلاین