رهایی از مرگ مدرسه

رهایی از مرگ مدرسه

مدیریت آموزش: نظام آموزش و پرورش کشور، چندماهی است که از بحران کرونا عبور کرده است؛ اما آثار آن از افت تحصیلی گرفته تا ضعف در مهارت های ارتباطی و دوست یابی و چالش های کم تحرکی و اضافه وزن و چاقی، به تدریج در دانش آموزان نمایان می شود. در این میان دانش آموزان دوره ابتدایی، سیبل لطمه های ناشی از کرونا هستند و باید بصورت جدی مورد توجه برنامه ریزان حوزه آموزش قرار بگیرند تا در دوران پساکرونا، از پیشرفت تحصیلی و رشد شخصیتی بازنمانند.


به گزارش مدیریت آموزش به نقل از ایسنا، سازمان همکاری و توسعه اقتصادیOECD از سال ۲۰۰۰ آزمونی را با نام سواد علمی پیزا (PISA)، با هدف سنجش عملکرد دانش آموزان ۱۵ ساله کشورهای عضو، هر سه سال یک دفعه برگزار می نماید.
در سال ۲۰۱۸، پیزا میزان آمادگی کشورها برای آموزش مجازی را با استفاده از ۹ شاخص: فراهم بودن پلت فرم مناسب آموزش آنلاین، دسترسی دانش آموزان به مکانی آرام برای یادگیری در خانه، دسترسی به یک دستگاه کامپیوتر برای انجام تکالیف مدرسه، دسترسی دانش آموزان به اینترنت مناسب، توانمندی فنی وحرفه ای معلمان در ارائه آموزش ها به کمک وسایل دیجیتال، فراهم بودن زمان کافی برای معلمان برای ایجاد طرح درس آنلاین، دسترسی معلم به منابع حرفه ای برای آموختن کار با ابزارهای دیجیتال، ارائه مشوق هایی به معلمان برای ارائه طرح درس های ویژه آموزش آنلاین و حمایت فنی مناسب از آموزش ها، اندازه گیری نمود.
داده های گزارش مذکور نشان می داد بخش عمده ای از کشورهای جهان آمادگی ورود به دنیای جدید آموزش های مهارتی را نداشتند. نکته قابل توجه آنجا بود که در بین کشورها نام کشورهای توسعه یافته ای چون آلمان، فرانسه و ژاپن نیز به چشم می خورد. بر طبق این گزارش کمتر از ۵۰ درصد از مدارس و معلمان در این کشورها ظرفیت لازم برای ارائه آموزش های دیجیتال به دانش آموزان را دارا بوده اند.
بر اساس گزارش جلال کریمیان، پژوهشگر مرکز بررسی های راهبردی ریاست جمهوری که در همایش فقر و نابرابری آموزشی در روز هفتم شهریور ماه ۱۴۰۱ برگزار شد، ارزیابی کیفیت آموزش ها در دوران کرونا طبق نظرسنجی آنلاین مرکز بررسی های راهبردی ریاست جمهوری در آخر خرداد و ابتدای تیرماه ۹۹ صورت گرفت در این نظرسنجی ۶۰۰۰ نفر از ۱۷۰ شهر از مناطق برخوردار، نیمه برخوردار و کم برخوردار شرکت کردند.
نتایج این نظرسنجی نشان می دهد، مشارکت و استقبال کلی دانش آموزان از آموزش های مجازی ۵۰ درصد، دسترسی ساده دانش آموزان به ابزار دیجیتال و اینترنت ۶۰ درصد بوده است. از نظر مشارکت دانش آموزان در آموزش های از راه دور حدود یک سوم از دانش آموزان بطور کامل و یک سوم تا حدودی و یک سوم اصلا در کلاس مجازی شرکت نداشته و از جریان آموزش دور بوده اند.
با وجود چنین مطالعاتی به نظر می آید هنوز سوالات کلیدی در زمینه، ارزیابی عملکرد نظام آموزش و پرورش وجود دارد. برای مثال این پرسش که یادگیری از راه دور در دوران در هر یک از پایه های تحصیلی با چه چالش های مواجهه بوده است و چه تبعاتی بدنبال داشته؟ آموزش ابتدایی به عنوان مهم ترین پایه تحصیلی که همزمان با سالهای آغازین ورود کودک به نظام تعلیم و تربیت است، در این دوره دستخوش چه تحولاتی شده است؟ حالا در عصر پسا کرونا برای مواجهه با تبعات دو سال آموزش مجازی چه مسیری پیش روی نظام آموزشی ما قرار دارد؟.
در همین راستا، با محمد دیمه ور، معاون اسبق آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش و عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان به گفت و گو نشسته و کارنامه عملکردی نظام آموزش و پرورش در مقطع ابتدایی را به علت اهمیت کلیدی و پایه ای این دوره، در دوران کرونا ارزیابی و مرور کردیم:


کرونا محیط های یادگیری را متکثر کرد
- در ابتدای ورود به این گفت و گو، می خواهیم از شما درباب مواجهه نظام آموزشی کشور با بحران کرونا بپرسیم. شما این رویارویی را چگونه ارزیابی می کنید؟
لازم است دوران کرونا و تبعات آن بر روی دوره آموزش ابتدایی را از چند منظر بررسی کنیم؛ دیرزمانی است که نظام های آموزشی کشورهای جهان، همچون ایران در پی ایجاد زمینه مشارکت، تعامل و تاثیر هدفمند خانه و مدرسه در جریان آموزش و یادگیری دانش آموزان هستند. عمده تلاش ها معطوف به اصلاح نگرش ها و ایجاد باورمندی در اولیا بوده که بدون مشارکت آنها خصوصاً در دوران کودکی، اصولا جریان تربیت به مقصد مطلوب نمی رسد و برای تسهیل این مشارکت، توسعه زمینه های سخت افزاری همچون ابزارهای فناوری اطلاعات در سطوح مختلف مورد توجه قرار گرفت.
اگر چه در خیلی از مناطق دنیا این امر تاحدود زیادی محقق شده بود، اما در کشور ما تا قبل از کرونا به دلیلهای مختلفی همچون موانع فرهنگی که به نظرم مهم ترین دلیل هم بوده و از دیگر سو نبود اراده سازمان های آموزشی در سطح کلان ملی، عدم تمهید شبکه های مناسب مبتنی بر وب و سخت افزارهای لازم آن، نبود نرم افزارها و محتوای چندرسانه ای منطبق بر اهداف برنامه درسی ملی و همین طور عدم آموزش موثر و کاربردی معلمان، دانش آموزان و خانواده ها برای ایفای نقش موثر در این حوزه، متاسفانه توفیقی حاصل نشده بود.
یکی از مزیت های انتشار کرونا و خروج لاجرم دانش آموزان از فضای فیزیکی مدرسه این بود که پروسه استفاده از فناوری اطلاعات در زمینه آموزش سرعت و شتاب گرفت تا دانش آموزان بتوانند در محیطی خارج از کلاس درس از آموزش های رسمی نظام آموزشی بهره مند شوند. به بیان دیگر پاندمی کرونا پروسه شکل گیری محیط های یادگیری متکثر و همچون یادگیری مجازی را سرعت بخشیده و تبدیل به ضرورتی اجتناب ناپذیر کرد.

رهایی از «مرگ مدرسه»
به نظر من این فرصتی طلایی و نقطه شروع تحولی اساسی و اجتناب ناپذیر بود که اگر در ادامه درست مورد فهم و مدیریت قرار گیرد، مدرسه را به عنوان کانون پویا و خلاق تربیت به برخورداری از توانایی خلق فرصت ها، موقعیت ها، محیط ها و شیوه های متنوع و روزآمد یادگیری مجهز و با پررنگ شدن نقش دانش آموز و خانواده، آنرا از آنچه مدتی است به عنوان "مرگ مدرسه " مورد نگرانی متخصصان و آینده پژوهان حوزه تعلیم و تربیت قرار گرفته است، می رهاند.
برای پویایی مدارس در وضعیت موجود هر چند که در آماده سازی محتوا، زمینه های ارائه آنها و شیوه های ارتباط امن کودکان با فضای مجازی، تلاش هایی انجام شد و با وجود این که در این عرصه نقصان های جدی داشته و داریم، اما بی شک یکی از مزایای آموزش دوران کرونا این بود که نظام آموزشی ما، معلمان، خانواده ها و دانش آموزان استفاده از فناوری اطلاعات در امر یادگیری را به عنوان واقعیتی ضروری و البته روزآمد با همه وجود درک کردند.


بازگشت خانواده به سه ضلعی یادگیری
نکته مثبت دیگری که بسیار قابل توجه بود، احیای نقش خانواده در سه ضلعی پروسه یادگیری خصوصاً در دوران ابتدایی بود. یادگیری موثر و پویای کودکان و پروسه یادگیری دوران ابتدایی در کانون این مثلث آموزش که از سه ضلعی خانواده، معلم و دانش آموز تشکیل می شود، شکل می گیرد. بطورمثال در نظام آموزشی ما در دوره ابتدایی و در جریان انجام ارزشیابی پیشرفت تحصیلی (توصیفی – کیفی) یکی از با اهمیت ترین ابزارهای ارزشیابی پوشه کاردانش آموز است که حاوی مستندات عملکرد دانش آموز و نحوه انجام تکالیف، رفتارها و... در خانه و مدرسه است که باید در تعامل مستمر بین معلم، دانش آموز و خانواده توجه قرار گیرد تا هم خانواده هم به سهم خود اقدامات لازم را انجام داده و این تعامل و گفت و گو و بازخوردها موجبات پیشرفت جریان تربیت را فراهم می سازد.
پیش از کرونا، ضلع سوم یعنی خانواده نقش بسیار کمرنگی را ایفا می کرد و بیشتر این پروسه به دانش آموزان و معلمان محدود بود، اما در این دوران، خانواده ها بطور اجتناب ناپذیر در جریان تربیت فرزندان شان فعال شدند. بااینکه این مشارکت گاهی ناخواسته و غافل گیرانه بود و نظام آموزشی ما ظرفیت سازی لازم را برای مشارکت هدفمند خانواده ها انجام نداده بود، کماکان نقایص جدی وجود داشت.
خانواده ها به علت فقدان آموزش و مهارت لازم برای ایفای نقش در این سه ضلعی نتوانستند به نحو شایسته و بایسته حضور داشته باشند و نقش آنها اغلب به انجام تکالیف بجای بچه ها و یا آموزش آنها بدون تسلط بر شیوه ها و اصول یاددهی ـ یادگیری (که گاهی مغایر فعالیت معلمان هم بوده است) محدود شد و البته آموزش و پرورش هم نتوانست بازتعریفی متناسب از نقش اولیاء در روند دوری بچه ها از مدرسه ارائه کند.
به نظرم پس از کرونا باز تعریف سهم خانواده در تربیت و یادگیری کودکان و فعال سازی و ابتناء فعالیت انجمن های اولیاء و مربیان بر نقش آفرینی موثر و تعریف شده جایگاه خانواده ها در ساحت های مختلف تربیت به عنوان امری فوری و ضروری باید مورد توجه قرار گیرد. هشدار جدی این که با حضوری شدن آموزش نباید از این ظرفیت غافل شد و باید سوءگیری های نظام آموزشی مورد بازبینی جدی قرار گیرد.

گذار از محتوای سنتی آموزش و شکست مقاومت ها در مقابل محتوای مدرن
تولید محتوای چند رسانه ای متناسب با فضای مجازی و زمینه های (پلتفورم ها) نوین آموزشی موضوع دیگری بود که در دوران آموزش مجازی به شکل مشهود و قابل توجهی از طرف معلمان خلاق، موسسات غیردولتی و همین طور خود وزارت آموزش و پرورش انجام شد. مدت ها بود در ایجاد تنوع و جذابیت در ارائه محتوای آموزشی (که عمدتاً به کتاب های درسی خلاصه شده بود) با مقاومت هایی از طرف معلمان به ویژه در مناطق دور افتاده و محروم روبه رو بودیم و اصولا این مساله امری تفننی و حاشیه ای تلقی می شد. خوشبختانه در دوران کرونا، حجم زیادی محتوای صوتی، تصویری، فیلم، عکس، پاورپوینت و بسیاری دیگر از اشکال محتوایی که می توانند در کنار کتب درسی به کار گرفته شوند و یادگیری را جذاب تر کنند به کار گرفته شد.
ایجاد تنوع در محتوای آموزشی و شکل و قالب های آن سومین مزیت آموزش و تسلط نسبی معلمان و دانش آموزان در تولید محتوا (که خصوصاً متناسب و اقتضایی سازی برنامه درسی رسمی را بدنبال دارد) در دوران کرونا بود. امروز محتوای آموزشی به سمت محتوای تعاملی حرکت کرده که تاثیراتی بمراتب بیش از رسانه ای نوشتاری مانند کتاب درسی دارد.

ظهور یک نگاه ملی پیرامون لزوم مدرن سازی زیرساخت های آموزش وپرورش
مزیت دیگر به نظر من شکل گیری یک دغدغه و نگاه ملی پیرامون لزوم تجهیز آموزش و پرورش از ستاد تا مدرسه و خصوصاً کلاس های مناطق دور افتاده و محروم به زیرساخت های لازم جهت استفاده از تکنولوژی های جدید بود، موضوعی که در حوزه حق مسلم کودکان یعنی برخورداری از آموزش و پرورش باکیفیت و در کنار دسترسی ساده و رایگان، از آن به عنوان عدالت آموزشی یاد می شود.
شاید اگر پاندمی کرونا، نگرانی جدی و دغدغه و مطالبه ملی از لطمه جدی چند نسل از کودکان به علت عدم دسترسی به آموزش باکیفیت در اثر کرونا و عدم حضور در کلاس درس ایجاد نمی کرد، با وجود باور نهادهای بالادستی آموزش وپرورش، این نگاه و اهتمام ملی شکل نمی گرفت که ازجمله مظاهر آن می توان به ایجاد سامانه های آموزشی بواسطه همکاری نهادهایی ملی مانند وزارت ارتباطات، بنگاه های اقتصادی و اهتمام خیرین در تامین تجهیزات الکترونیکی برای دانش آموزان اشاره نمود.
در حالی که تا قبل از این در زمان ثبت نام دانش آموزان برای ورود به دوره ابتدایی به جهت اینکه کودکان بازمانده از تحصیل را شناسایی نماییم، با وجود وجود سامانه های آماری در سازمان های مختلف با مشکل مواجه بودیم، اینک انتظار می رود با ایجاد زمینه ها و ارتباط ساختاری این سامانه ها، مدارس ما علاوه بر حوزه آموزش در حوزه شناسایی بازماندگان از تحصیل و افزایش پوشش تحصیلی، همین طور مراقبت های بهداشت جسمانی و روحی و... توسط سازمان های ذیربط مورد حمایت عملی مستمر و سازمان یافته قرار بگیرند.
همچنین لازم است با تقویت و توسعه زیرساخت هایی نظیر سرورهای پایگاه داده های علمی برای استانها و شهرستان ها، مفاهیم نوینی چون مدرسه هوشمند، مدیریت دانش، مدرسه یادگیرنده، مدرسه محوری (با تمام خاصیت هایشان)، توانمندسازی و آموزش های حرفه ای معلمان هم متحول و بهسازی مستمر در شیوه ها و فرآیندهای مدرسه ای صورت بگیرد.


مشکلات روحی و روانی دانش آموزان در غیاب تعامل نزدیک با معلم

- نظام آموزش و پرورش با چه چالش هایی در زمینه آموزش مجازی روبه رو شده است؟
مشکلات روحی و روانی دانش آموزان در غیاب تعامل نزدیک با معلم از با اهمیت ترین چالش های این دوران بود. در دوران ابتدایی خصوصاً دوره اول ابتدایی، دانش آموزان پس از خانواده به شدت وابسته به معلم و رفتار عاطفی (مادرانه و پدرانه او) هستند، همانطور که قبل از ورود به این دوره در پیش دبستانی به مربی وابسته هستند، جدایی از فردی که برایشان نقش مادری ایفا می کند کار بسیار سختی است.
درس خواندن در فضایی که دانش آموز معلم را نمی بیند به لحاظ روحی و روانی خیلی مشکل است. نبود این تعامل بر روی تمام ابعاد شخصیتی بچه ها تاثیر می گذارد. گویا دانش آموز با یک ماشین یادگیری (رایانه، تبلت و... ) سروکار دارد، با محتوایی که تربیت را یک بعدی (محتوای علمی) به پیش می برد. این یعنی حداکثر ظرفیتی که به وجود آمد در بهترین حالت توانست در زمینه مربوط به یادگیری دروس، دانش تخصصی و تا حدی کاربرد فناوری موفق باشد؛ اما درباب سایر ابعاد تربیتی، اعتقادی، فرهنگی و خصوصاً تربیت بدنی بی شک خلاء بزرگی داشتیم و عملا این حوزه ها تعطیل بودند.
تربیت علمی-فناورانه در مرکز توجه قرار داشت و دیگر ساحت های تربیتی اگر نگوییم تعطیل بود به حداقل ممکن رسید. بدین سبب لاجرم ما تربیت را در قالب یک بسته نداشتیم و تک بعدی عمل شد که این لطمه بسیار بسیار بزرگی بود.


بچه ها حالا که به مدرسه برگشته اند، توان دوستیابی ندارند
دانش آموزان حالا مهارت های ارتباطی را آن گونه که باید بلد نیستند و حالا که به مدرسه برگشته اند می توان این اشکالات را بصورت میدانی مشاهده کرد. گاهی مدیران مدارس گزارش می کنند که بچه ها توان دوستیابی، برقراری ارتباط و تعامل با یکدیگر، ارتباط نزدیک با معلم و انسی که باید با معلم داشته باشند را ندارند.
این ها لطمه هایی است که باید مورد توجه قرار بگیرند. اگر بسته یاد شده (تربیت همه جانبه) را در نظر بگیریم تنها شاید در یک بعد موفق بودیم و در بقیه موارد توفیق نداشیم. باید روی تک تک ابعاد این بسته برنامه ریزی صورت بگیرد تا بتوانیم جبران مافات نماییم.

سردرگمی معلمان بدون مهارت
موضوع دیگر از کسر نیروی آموزش و پرورش در کشور به ویژه در مدارس محروم ناشی می شود. بعضی افرادی که به عنوان معلم در این مناطق حضور داشتند، مهارت های حرفه ای لازم را نداشتند. تصور کنید فردی در قالب نیروی خرید خدمت آموزشی یا بر طبق خدمت در دوره پیش دبستانی با رشته های غیرمرتبط و بدون گذراندن دوره های آموزشی لازم معلمی (کاری که دانشگاه فرهنگیان در طول چهار سال و در قالب حدود ۱۵۰ واحد درسی انجام می دهد)، استخدام شده باشد. حال این فرد می خواهد بوسیله سامانه شاد آموزش دهد. برخی از این افراد اصولا با بایدها و نبایدهای جریان تعلیم و تربیت آشنایی چندانی ندارد و نگاهشان فقط به حوزه انتقال مطالب مندرج در کتاب خلاصه می شود. چنین فردی مشغول تدریس است اما کاری به مخاطب و خاصیت های وی ندارد؛ پس نهایت هنر و نقش وی در حد یک رسانه خواهد بود.
خود این معلمان هم باید آموزش می دیدند، این گروه از معلمان خودشان گرفتار سردرگمی بودند و این لطمه بسیار جدی به دانش آموزان ما رسانده است. یعنی حتی در تک بعد علمی- فناورانه هم گاهی شواهد زیادی وجود دارد که نشان داده است با وجود چنین معلمانی موفق نبوده ایم.


تمایل برخی والدین به «تکرار پایه خودخواسته» فرزندانشان
- درباب بعد علمی-فناورانه تربیت هم چیزی که دنیا به آن رسیده، حکایت از آن دارد که در اروپا که بهترین و موفق ترین الگوی آموزش در دوران کرونا که ترکیبی از آموزش حضوری و مجازی بود، ضعف تحصیلی حدود ۴۰ درصد افزایش پیدا کرده است. برمبنای داده های یونیسف یادگیری ۱۰۰ درصدی کلاس های حضوری در فضای مجازی در بهترین حالت تنها ۶۰ درصد بوده است. آیا صدمه ای که به این بُعد از تربیت وارد شد قابل جبران است؟
دقیقا، تبعات این مساله با افزوده شدن عامل معلم آموزش ندیده و ناآشنا با جریان تعلیم و تربیت بسیار بیشتر خواهد بود. در دوره اول ابتدایی خانواده هایی هستند که ترجیح می دهند فرزندان آنها باردیگر یک یا دو سال تحصیلی را تکرار کنند(تکرار پایه خودخواسته) شواهدی که دانشجویان ما در اقدام پژوهی های خودشان از کلاس های درس ارائه می کنند کاملا موید این مطلب است.
- هم اکنون مسیر جذب نیرو تنها از مسیر دانشگاه فرهنگیان می گذرد؟ وضعیت فعلی جذب و تربیت نیرو را به چه صورت ارزیابی می کنید؟
بله، الان وظیفه اصلی تربیت معلم در کشور به عهده دانشگاه فرهنگیان است. در گذشته مراکز تربیت معلم وابسته به آموزش وپرورش، زیر نظر مرکز نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش اداره می شدند. این مراکز طی دوره های دوساله با اعطای مدرک فوق دیپلم و بعدها دوره های تکمیلی (اواخر دهه ۷۰ ) کاردانی به کارشناسی افزوده شد و مسئولیت آن با مراکز تربیت معلم بود. این مراکز در مراکز استانها قرار داشتند که در استانهای بزرگ به لحاظ محتوای آموزشی، رشته های تحصیلی بیشتری داشتند.
با تاسیس دانشگاه فرهنگیان همه این مراکز تحت عنوان پردیس های دانشگاه فرهنگیان و در قالب رشته های کارشناسی گوناگون مورد نیاز آموزش و پرورش کار تربیت و تامین نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش را به عهده دارند و البته در خود اساسنامه دانشگاه مسیرهای دیگری نیز برای جذب و تربیت نیروی انسانی موردنیاز آموزش و پرورش مد نظر قرار گرفته است.
علاوه براین در زمینه تامین نیروی انسانی کاردانش و هنرستان های فنی وحرفه ای، آموزشکده های فنی وحرفه ای وابسته به آموزش و پرورش در کشور فعال بودند که با تمام سرمایه و امکانات، فضای فیزیکی و نیروی انسانی همه به وزارت علوم واگذار شدند. حالا این دانشکده های فنی وحرفه ای زیر مجموعه وزارت علوم و دانشگاه فنی وحرفه ای هستند.
بعد از این اتفاقات دانشگاه فرهنگیان تاسیس شد که حاصل تجمیع همین مراکز تربیت معلم بود. سابقا اینطور بود که در مراکز تربیت معلم، معلمان با مدرک فوق دیپلم و برای تدریس در دوره های ابتدایی و راهنمایی نظام سابق آموزشی آماده می شدند و دانشسراهای عالی که زیر مجموعه دانشگاه تربیت معلم تهران بودند برای رشته های تخصصی دبیری (کارشناسی) معلمانی با مدرک کارشناسی برای تدریس در دوره متوسطه تربیت می کردند که بعدا این دانشگاه هم با تغییر نام به دانشگاه خوارزمی به وزارت علوم واگذار شد.
- وزارت آموزش و پرورش پیش بینی نیاز معلم هاش را در بازه های زمانی مختلف بطورمثال ۱۰ ساله بوسیله همین مراکز تامین می کرد؟
نیروهایی که برای دوره ابتدایی و راهنمایی لازم داشتند بوسیله مرکز تربیت معلم آموزش می دیدند، برای متوسطه دوم یا همان دبیرستان سابق، این دبیران، در مراکز تربیت دبیر زیر مجموعه مراکز تربیت معلم تهران بودند، اینها مدرک لیسانس می گرفتند. افرادی که در مراکز تربیت معلم مدرک فوق دیپلم دریافت می کردند، البته می توانستند ادامه تحصیل دهند و تا مقطع دکتری هم وارد شوند. دانشگاه فرهنگیان امروز دیگر فوق دیپلم ندارد و همه رشته ها کاشناسی هستند و تمام دوره هایی را که آموزش و پرورش در دوره های سه گانه تحصیلی احتیاج دارد، ارائه می دهد.
پذیرفته شدگان دانشگاه فرهنگیان از همان ابتدا به استخدام آموزش و پرورش در می آیند. اما درباب نیروهای خرید خدمت که در یک مقطعی که آموزش و پرورش به لحاظ کمبود معلم گرفتار بحران شده بود، بطورمثال با مدارس غیردولتی قرارداد بستند که از آنها نیرو بگیرند، این نیروها به مدارس دولتی به ویژه در مناطق محروم اعزام شدند که بعدا به استخدام درآمدند.
- برای سنجش میزان یادگیری دانش آموزان در دوران ابتدایی که فعلا توصیفی هست، چه پیشنهادی دارید؟ در بعضی مقاطع زمانی پیشنهاداتی برای برگزاری آزمون هماهنگ یا نهایی در آخر دوره ابتدایی مطرح می شد؛ چنین سفارش ها و پیشنهاداتی جای کار در این دوره دارند؟
در حال حاضر در دوره ابتدایی، ارزیابی تراکمی یعنی همان امتحان های سراسری را نداریم. یک ارزشیابی توصیفی داریم که در آن دانش آموزان از شروع سال در دروس مختلف ارزشیابی پیشرفت تحصیلی می شوند. این ارزیابی نقطه به نقطه است و در طول سال جریان دارد و جریان رشد فراگیری دانش آموز در دروس مختلف رصد می شود.
این ارزیابی ابزاری دارد به نام پوشه کار، پوشه حاوی تکالیف و ارزیابی های مستمر دانش آموز است که در آن باز خوردهای معلمان و نظرات خانواده دانش آموز و توقعات و انتظارات سه جانبه در آن وجود دارد، به عبارتی همان تعامل معلم و خانواده پیرامون موضوع پروسه یادگیری دانش آموزان است و این امر روند پیشرفت تحصیلی دانش آموز را منطقی و معین می کند.


ارزشیابی توصیفی الزاما به مفهوم نفی آزمون های تراکمی در صورت ضرورت نیست
هر چند در دوره ابتدایی ارزیابی تراکمی به شکل رسمی نداریم، اما به تشخیص مدیران مدارس این نوع امتحانات گاهی بنا به ضرورت هایی و به عنوان یک ابزار برگزار می گردد. به نظر من ارزشیابی توصیفی الزاما به مفهوم نفی آزمون های تراکمی در صورت ضرورت نیست و حتی لازم نیست برای ارزشیابی این آزمون ها از ملاک های کمی (نمره) هم استفاده شود، بلکه بر طبق سطوح ملاک های شایستگی می توان این آزمون ها را ارزشیابی کرد. البته برخی معتقدند در دوران ابتدایی نباید صحبت از نمره شود، اما به نظر من اگر آزمون ها استاندارد باشند امکان تبدیل معیار کمی به کیفی وجود دارد.
در دنیا، امروز آزمون هایی برای ارزیابی کارآمدی نظام های آموزش و پرورش برگزار می شود، بطورمثال آزمون پیزا که مربوط به کشورهای عضو OECD (سازمان همکارهای اقتصادی) است که ما عضو این سازمان نیستیم. دو آزمون دیگر، یکی آزمون تیمز است که هر چهار سال یک دفعه برای ارزیابی کیفیت یادگیری دروس علوم و ریاضی در پایه های چهارم ابتدایی و هشتم متوسطه برگزار می گردد و دیگری آزمون پرلز که ارزیابی سواد خواندن (مهارت درک مطلب) از فارسی پایه چهارم ابتدایی است.
چارچوب این آزمون ها، بین المللی است، اما با عنایت به محتوای درسی، بومی سازی می شوند. الان در پژوهشگاه مطالعات وزارت آموزش و پرورش دفتری به این آزمون ها اختصاص داده شده است. در این دفتر، ضمن بومی سازی، استانداردسازی و برگزاری دوره ای آزمون ها، مطالعات طولی هم در مورد نتایج آن در سالهای مختلف صورت می گیرد ( به عنوان مثال مطالعه مک دونالد). داده های این ارزیابی ها، در راه تحول وضعیت آموزشی و یادگیری دانش آموزان در کشور بسیار راهگشا خواهد بود.
اما در پاسخ شما برای اطلاع وثیق از کیفیت و شناسایی نقاط ضعف و قوت آموزش در دوره کرونائی و تحلیل و اتخاذ اقداماتی برای بهبود، یکی از کارهایی که می توانیم انجام بدهیم، بسیج امکانات و برگزاری آزمون هایی مشابه و بومی شده تیمز و پرلز برای تمام پایه های دوره ابتدای از دوم تا ششم است.
تحلیل بموقع، موردی و کاوشگرانه نتایج این آزمون ها می تواند ضمن شناسایی قوت ها، ضعف ها و علل وضع موجود و کوشش برای بهسازی جریان تعلیم و تربیت، فرصت های جبرانی را برای دانش آموزان پیشنهاد و وزارت آموزش و پرورش با ارائه آن به مراجع بالادستی (دولت، مجلس، شورایعالی انقلاب فرهنگی، دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت و... ) به سمت اقدامات عملی برود.
- در بعضی استانها همچون اصفهان، این مدل ارزیابی برگزاری شده، مورد دیگری هم که برخی این روزها پیشنهاد می کنند آزمونِ گذار به پایه ششم است که گویا آموزش و پرورش بصورت متمرکز برگزار می نماید. می خواستم نظر شما را در روش اجرای آزمون های این چنینی بدانیم؟
پیشنهاد من همانطور که گفتم برگزاری آزمون شبیه سازی شده پرلز و تیمز برای پایه دوم تا ششم ابتدایی است که در دانش آموزان این پایه ها در دوره کرونائی تحصیل کرده اند. این قبیل آزمون ها حالا بصورت بسیار پراکنده، سلیقه ای و گاهی فاقد استانداردهای علمی برگزار می شود، اما باید این آزمون توسط آموزش و پرورش بصورت ملی و توسط دفتر تخصصی آن که واجد کارشناسان زبده ای است، برگزار گردد.
در حال حاضر زیرساخت این مساله در پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش و دفتر اختصاصی این آزمون ها در این پژوهشکده وجود دارد. استفاده از مدل این آزمون ها داده های بی نظیری را درباب وضعیت دانش آموز در اختیار ما می گذارد. نقش و سواد پدر و مادر، تعداد کتاب های کتابخانه، شغل والدین، وضع اقتصادی خانواده، بعد خانوار و مدرسه، سهم معلم، سهم مدرسه و... مورد بررسی قرار می گیرد.
در آزمون های بین المللی که شرکت می نماییم نمونه گیری خوشه ای صورت می گیرد، اما تاکید من روی این مساله است که در صورت امکان جامعه و نمونه یکی شود و برای چهار میلیون دانش آموز پایه های سوم، چهارم و پنجم یا برای تمام دانش آموزانی دوره ابتدایی که در دوران کرونا آموزش دیدند، معطوف به دروس فارسی، ریاضی و علوم برگزار گردد و در صورت وجود مشکلات اجرائی، حداقل نمونه قابل توجهی که بر طبق استانداردهای علمی و با عنایت به واقعیات میدانی آموزش و پرورش ایران (تنوع معلمان با سواد و مهارت های متفاوت، شرایط اجتماعی ـ فرهنگی و اقتصادی خانواده ها در تامین نیازهای فرزندانشان برای آموزش الکترونیک و... ) داشته باشیم.
این مدل به ادارات کل کمک خواهدنمود تا نقشه جامعی از وضعیت مناطق از جهت کیفیت آموزش و پرورش به دست بیاورند، تنها در این صورت است که می توان برنامه ریزی برای اقدامات بعدی صورت بگیرد. با وجود هزینه بر بودن این پروژه، دستاوردهای آن، صرف هزینه و زمان را توجیه می کند. با عنایت به تشکیلات فعلی که در آموزش و پرورش برای این دو آزمون بین المللی وجود دارد و وجود تعداد زیاد متخصصان و کارشناسان در سطح ملی و استانی جهت بررسی داده ها انجام این کار امکان پذیر است.
برای فراتر رفتن از تجربیات فردی، باید به سمت اینطور مستندسازی ها پیش بریم و بتوانیم سیاست گذاری مستند محور در زمینه آموزش و پرورش محقق نماییم.



1401/07/27
09:57:49
0.0 / 5
269
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۶ بعلاوه ۲

لینک دوستان مدیریت آموزش

تگهای مدیریت آموزش

olms.ir - حقوق مادی و معنوی سایت مدیریت آموزش محفوظ است

مدیریت آموزش

آموزش آنلاین