صبح امروز صورت گرفت؛

رونمایی از دو كتاب با محوریت نقد سند ۲۰۳۰

رونمایی از دو كتاب با محوریت نقد سند ۲۰۳۰

به گزارش مدیریت آموزش دو كتاب مداخله در بافت مجتمع های زیستی و بررسی و نقد سند ۲۰۳۰؛ توسعه پای دار كه به ترتیب توسط حسین رمضانی و محمود مهام نگاشته شده، رونمایی گردید.


به گزارش مدیریت آموزش به نقل از مهر، بامداد امروز پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی همایش علمی «چالش های سند ۲۰۳۰ برای ایران و نحوه تحقق بنیادین آموزش و پرورش» برگزار گردید. در این همایش از دو کتاب «مداخله در بافت مجتمع های زیستی» و «بررسی و نقد سند ۲۰۳۰؛ توسعه پای دار» که به ترتیب توسط حسین رمضانی رئیس مرکز مطالعات پیشرفت و تمدن محمود مهام عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و تربیت اسلامی نگاشته شده، رونمایی گردید. مهام در این جلسه اظهار داشت: مجتمع های زیستی در کشورهای کهن فرهنگ مانند ایران، دارای بافت و منشاء فرهنگی هستند. مداخله در بافت های مجتمع های زیستی شامل درون پایه یا برون زا بودن آن، ریشه فرهنگی دارد. آنچه تحت عنوان اسناد و برنامه های توسعه ای تدوین و اجرا می شوند، واجد پشتوانه های علمی -فنی هستند که بر ترکیب و نوع روابط قدرت در سطوح مختلف اثرگذار است. دستور کار ۲۰۳۰ بعنوان متاخرترین سند، هر چند از انسجام بالایی برخوردار می باشد امّا عملاً انعکاسِ درگیری نیازها و تقاضاها و بنابراین مواجهه ی قدرت ها با یکدیگر است. با عنایت به محوریت «پایداری» در این سند، این پرسش مطرح می شود که: «پایداری» توسعه در سند ۲۰۳۰ دارای چه سازوکار و کدام جهت گیری است؟ برای پاسخ به این سؤال، مجموعه مطالب کتاب در دو فصل سازماندهی شده است. وی افزود: در فصل اول، کلیات بحث عرضه گردیده که پی ریزی زمینه های لازم برای ورود به تحلیل سند می باشد. در این فصل، بعد از بیان مسئله، مروری بر نمونه های تاریخی صورت گرفته و در واقع، چارچوب نظری تحقیق می باشد که در چارچوب دو نوع مداخله (مبتنی بر بافت و بدون توجه به بافت) در سطوح محلی، ملّی و بین المللی عرضه گردیده است. همینطور ضمن توجه به جزئیات سند، شاکله آن هم با توجه به «زیست بوم ایران» مورد توجه بوده است. بدین ترتیب، «بُعد علمیِ» انقلاب اسلامی و «پیامدهایِ علمی» آن در بافت مجتمع های زیستی و همچون کشور ایران اهمیت ویژه ای می یابد. چونکه پرهیز از تقلیل گرایی در فهم انقلاب اسلامی در ایران که آنرا به انقلابی صرفا سیاسی فرو می کاهد، ضروری می باشد. با استفاده از این روش در پاسخ به پرسش اصلی تحقیق، فرضیه و گمانه زیر عرضه شده است: سند توسعه پایدار ۲۰۳۰ در استمرار اسناد و سوابق توسعه در معنای غالب آن، در تلطیف روابط شمال و جنوب و جایگزینی «همکاری» در سطح داده ها و اطلاعات از یک طرف و «رقابت» در سطحِ دانشی و نقش کاربری از سوی دیگر، نگارش و تدوین گردیده است. مهام بیان نمود: فصل دوم کتاب در بر دارندهی تحلیل و یافته های تحقیق می باشد که در آن، مروری اجمالی بر پیشینه ی تدوین اسناد در سازمان ملل و یونسکو صورت گرفته است. چگونگی تدوین سند ۲۰۳۰ و ارتباط درونی مفاد سند که بیانگرِ مختصات مفهومی، جهت گیری و سازمانِ کار پیشبینی شده می باشد، دو بخش باقیمانده از فصل دوم را ایجاد کرده اند. به قول وی برای کشف ارتباط درونی مفاد سند، پنج محور اصلی در نظر گرفته شده است: اول، سطحِ تحلیلِ محوری در سند، دوم، پیوندِ فقر، غذا، کشاورزی و آب، سوم، مصرف گرایی، چهارم، مسئله انرژی، و پنجم، توانمندساز وی اظهار داشت: در این اثر سعی شده تا نقد بوم پایه عرضه گردد. نقدهای صورت گرفته در مورد توسعه، عمدتاً مبتنی بر نظریه ها بوده و ضروریست برای ارزیابی واقعی، زیست بوم هم بعنوان معیاری کلیدی و واقعی مورد توجه و استناد قرار گیرد. با عنایت به شعار این سند در خصوص «دگرگون ساختن جهان ما»، «الگوی همکاریِ و رقابتِ» تعریف شده در سند ۲۰۳۰ و روش بوم گرایی در آن واکاوی گردیده است. در نقدهای کنونی از سند ۲۰۳۰، نکات کلیدی ای که در این تحقیق مورد بحث قرار گرفته اند یعنی «غذا و خاک» و «آب و انرژی» و البته «زمین»، مورد غفلت واقع شده اند. ازاین رو، آینده نگری برای چگونگیِ حضور و مشارکت جمهوری اسلامی ایران در تدوین اسناد آتیِ توسعه پایدار با چالش مواجه می شود چونکه محورهای کلیدی، چنان که باید مورد بررسی قرار نمی گیرند. امید است نقدها به صورت بوم پایه و متمرکز بر نحوه مواجهه با مسئله ی مداخله در بافت مجتمع های زیستی، پیگیری علمی شوند. همینطور رمضانی هم درباره کتاب خود اظهار داشت: شایسته است دستورکار ۲۰۳۰ برای توسعه‌ی پایدار با استناد و ارجاع به اسناد و متون پشتیبانش، در چارچوب محورهای ده گانه و از منظر علوم و دانش های در رابطه با آن به شکلی مفصل تر مورد بررسی و نقادی متخصصان و دغدغه مندان توسعه و پیشرفت گفتمان انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد. وی افزود: این دستورکار، به مثابه «قانون اساسی توسعه‌ی جهانی»، در صدد است تا از مجرای توسعه و شکل دهی به روند پاسخ گویی به برخی نیازهای مادی، محیط زیستی و اجتماعیِ کشورها و ملت ها، پروژه‌ی جهانی سازی را بر مبنای الگوی مدرنیته و به صورت خاص قرائت آنگلوآمریکنی از مدرنیته، به پیش براند. برخلاف ادعایِ توجه به تنوع فرهنگی و واقعیت های اجتماعیِ کشورها که در بعضی از بندها ذکر شده، مسیر واقعی این دستورکار حذف تنوع فرهنگی و همگن سازی واقعیت های اجتماعی بر مبنای جهان معرفتی، ارزشی، فرهنگی، هنجاری و رفتاری غربی است. رمضانی بیان نمود: مبانی، ارزش ها، روش ها و ابزارهای مورد استخدام این دستورکار، برخلاف ادعای توجه به مشارکت جهانی در راه توسعه‌ی پایدار، همان مبانی، ارزش ها، روش ها و ابزارهای توسعه‌ی غربی است. این بدان معناست که توسعه‌ی کشورها و به تبع آن سرمایه های مادی، معنوی، انسانی و اجتماعیِ کشورها در راه اهداف دنیای غرب مصادره به مطلوب شود. نفسِ پذیرش و تبعیت از این دستورکار، ضمن نفی استقلال و آزادیِ ما، باعث موجّه سازی و مشروعیت بخشی به آن است و کشور ما را درگیر چرخه‌ی خُردکننده‌ی مقطع جدیدی از استعمار فرانوین خواهد نمود. مقطعی که نظام سلطه‌ی جهانی، در پوشش حرکت جهانی به سمت توسعه‌ی پایدار، در حال آشکار نمودن دست نامریی خود است.


منبع:

1399/06/24
23:23:57
5.0 / 5
155
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۹ بعلاوه ۳

لینک دوستان مدیریت آموزش

تگهای مدیریت آموزش

olms.ir - حقوق مادی و معنوی سایت مدیریت آموزش محفوظ است

مدیریت آموزش

آموزش آنلاین