گزارش مدیریت آموزش

نقش 12 سال تحصیل در تعیین مسیر توسعه شغلی یك جامعه

نقش 12 سال تحصیل در تعیین مسیر توسعه شغلی یك جامعه

مدیریت آموزش: بحث هدایت تحصیلی و شغلی گرچه یك طرح در آموزش و پرورش است اما واقعیت این است كه این همه چیزی است كه هم اكنون در آموزش و پرورش مسیر شغلی نسل ها را تعیین می كند؛ طرحی با اما و اگرهای فراوان.



خبرگزاری مهر؛ گروه جامعه_آزاده سهرابی: اگر بپذیریم فرزندان این سرزمین در ۱۲ سال دوران مدرسه آنچه پشت سر می گذارند، نه تنها دوران طلایی رشد و شكوفایی آنها در تمام ابعاد زیستی، شناختی، عاطفی، مهارتی، هوش و استعداد و... است؛ بلكه خروجی این ۱۲ سال سرنوشت یك جامعه را به لحاظ فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و... تا حد زیادی تعیین می كند، آنگاه نسبت به تك تك طرح ها، برنامه ها، ساعات آموزشی و غیرآموزشی در مدارس باید حساس باشیم.
گرچه در نظام آموزشی كشورمان حالا دیگر سال هاست سند تحول بنیادین بعنوان یك سند هدایتگر مسیر تعلیم و تربیت یا همان خروجی مطلوب آموزش و پرورش را مشخص كرده است، اما این سند تازه به مرحله استقرار زیرنظام ها رسیده است و همچنان روش اجرای آن در مدارس و اینكه چگونه این سند در برنامه درسی، در آموزش و به كار گیری معلمان، در پروسه یاد دهی و یادگیری و... جاری و ساری می شود، معلوم نیست. مسئولان درباره این سند همچنان سخنان نظریه و پایه را مطرح می كنند نه برنامه های مشخص عملیاتی را. در كنار آن طرح هایی چون استعدادیابی، هدایت تحصیلی، هدایت شغلی، طرح شهاب، مهارت آموزی و... به صورت پیوسته در آموزش و پرورش مطرح می شود و عموما سال ها روی طرح آن كار می شود، به مرحله اجرای پایلوت می رسد و در اجرای نهایی یا بسیار متفاوت با طرح اولیه اجرا می شود و یا اساسا خروجی آن مشخص نمی گردد.
به طور خاص در بحث هدایت تحصیلی عملا آنچه این روزها اجرا می شود، تفاوت فاحشی با هدف های این طرح دارد و روش اجرای آن نیز سبب شده هدایت تحصیلی به یك چالش اساسی در نظام آموزش و پرورش تبدیل گردد. هدایتی كه قرار بود دانش آموزان را از پایه دهم برمبنای استعداد تحصیلی و شغلی و رغبت دانش آموزان و نیاز جامعه و... سر جای درست خود بنشاند، تنها به سردرگمی بیشتر دانش آموزان منتهی می شود و طرحی كه قرار بود نقش مشاوران و استعداد سنجی درست در آن پر رنگ باشد، عملا نگاهش به نمره های اختتام ترم دانش آموزان است.
خروجی طرح شهاب مشخص نیست
از سوی دیگر طرح شهاب كه سال ها مقرر است به یك خروجی كه كمك حال هدایت تحصیلی و شغلی باشد، بیانجامد در نقطه ای قرار گرفته كه رئیس سازمان استعدادهای درخشان درباره اش می گوید: «هنوز برای قضاوت درباره موفقیت یا عدم موفقیت این طرح زود است». این سخن در واقع گویای این مطلب است كه این طرح بعد از سال ها بررسی و رسیدن به مرحله اجرا عملا خروجی نداشته است. حداقل خروجی آن در هدایت تحصیلی معین نمی باشد و ما انبوهی از دانش آموزان را داریم كه به سمت رشته های نظری و فنی و حرفه ای و كاردانش هدایت می شوند اما وقت كنكور كه می رسد ترجیح می دهند داشته های سه ساله خودرا كنار بگذارند و دنبال مسیر جدیدی باشند و تازه معین نمی باشد آنچه در ۱۸ سالگی انتخاب می كنند همانی باشد كه مطلوب آنهاست و واقعیت استعداد و رغبتشان را نشان بدهد؛ كنكور هم تبدیل به یك چالش جدی در راه تعلیم و تربیت شده است و بیشتر از هر چیز موجب سردرگمی نسل ها! كنكوری كه شاید خودش معلول شرایط دیگری باشد.
اینها همه در حالی است كه از یك سو عده ای از متخصصان معتقد هستند افراد اصولا در سنین مدرسه به این قابلیت شناختی نرسیده اند كه شغل آینده خودرا به صورت مشخص انتخاب كنند و شاید حتی این میزان بالا و پایین های تغییر مسیر شغلی و تحصیلی طبیعی باشد.
از سوی دیگر عده ای به تاسی از خیلی از نظریه پردازان رشد معتقد هستند سازه های شناختی افراد در ۱۲ تا ۱۵ سالگی به مرحله ای می رسد كه بتوانند درباره آینده خود به شكل انتزاعی تفكر كنند و آرمان هایی داشته باشند. استعداد و توانایی خودرا تجزیه و تحلیل كنند و علائق خودرا بشناسند.
عده دیگری از روان شناسان نیز بر این باور هستند كه پرورش استعداد و كشف آن باید از سنین مهدكودك آغاز شود چونكه هر چه دیرتر به كشف استعداد افراد بپردازیم در واقع زمانی می رسد كه دیگر نمی توانیم برای پرورش آن استعداد و گسترش آن كار خاصی انجام دهیم.
در این گزارش مباحثی كه عنوان شد، در گفتگو با صاحبنظران از زوایای متنوعی به بحث گذاشته شده است تا شاید كلیدی باشد برای توجه بیشتر به محتوای آنچه در مدارس می گذرد و رسیدن به این مهم كه این روزها بیشتر از طرح های رنگارنگ در آموزش و پرورش به یكدستی برای اجرای راهبردهای عملی نیاز داریم.
متغیرهای نادیده ای در بحث هدایت بچه ها به سمت شغل آینده شان وجود دارد
فرهاد كریمی رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش در گفتگو با خبرنگار مهر درباب اینكه آیا این پژوهشگاه در ارتباط با مؤثر بودن پروسه هدایت تحصیلی كه این روزها در مدارس و در پایه نهم اجرا می شود، انجام داده است یا خیر و بطور مشخص پاسخ به این پرسش كه از چه سنی باید هدایت تحصیلی و شغلی صورت گیرد، اظهار داشت: طبیعی است كه در بحث هدایت تحصیلی نكات بسیار مهمی وجود دارد و همین طور ابهاماتی كه باید به آنها پرداخت. مثلا این مساله كه اگر چشم انداز شغلی و حرفه ای را به صورت مطلوب برای بچه ها تصویر نكند به چه سرانجامی می رسد و یا توقعات خانواده ها از فرزندان بدون در نظر گرفتن توانمندی هایشان كه این روزها مشهود است و حتی رقابت هایی كه در خانواده ها وجود دارد سر اینكه فرزندشان چه شغلی را انتخاب نماید.
فرهاد كریمی افزود: طبیعی است كه انتخاب رشته باید در سنینی صورت بگیرد كه بچه ها بتوانند تصمیم گیری كنند و همین پایه نهم و دهم است. در این سنین است كه بچه ها می توانند دیدگاه خودرا بیان كنند و علاقه مندی و رغبت های خودرا به صورت نسبی بشناسند. از طرف دیگر پس از آن وقتی دانش آموزان دروس اصلی تر و تخصصی تر رشته خودرا می خوانند می تواند آن علاقمندی و استعدادتقویت شود.
وی افزود: فرض بر این است كه توانایی های ذهنی و شناختی بچه ها در ۱۵ و ۱۶ سالگی به آن حدی رسیده است كه آنها بتوانند بین انتظارات محیط، خاصیت های محیط، توانایی های خود و... به تفكر بپردازند و مسیر خودرا مشخص كنند با این فرض كه قدری هم فرصت بازگشت به نقطه آغاز را داشته باشند. بعد از یكسال تحصیل در آن رشته هم می توانند بر تصمیم خود صحه بگذارند. البته این جدای از این بحث است كه از كدام نقطه باید مسیر هدایت تحصیلی شروع شده باشد.
رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش بیان كرد: آن چیزی كه بیان كردم منطق قضیه است اما هم اكنون در سیستم آموزش و پرورش ما این منطق جاری نیست. متغیرهای زیادی این میان نقش ایفا می كنند كه در معادله ما كمتر به آن توجه می شود. بطور مثال دیدگاه والدین در این میان نقش اساسی ایفا می كند. اینكه دانش آموزان نسبت به برخی رشته ها و شاخه ها نگرش خوبی نداشته باشند، حتی اگر آن رشته ها و شاخه ها پربازده باشد نیز یكی دیگر از این متغیرهاست. بدآموزی هایی كه در كنكور وجود دارد، مشكلاتی كه در بحث اشتغال مشاهده می شود و همین طور ناكارآیی آموزش عالی كه موجب می شود بچه ها كمتر به سراغ مشاغل كارآفرینی بروند، از دیگر متغیرهاست.
چالش جدی عدم رغبت دانش اموزان به رشته های پایه
وی با تاكید بر اینكه باید در مدرسه به بحث كار و تلاش به صورت مجزا و از كودكی توجه ویژه شود تا به تغییر نگرش در افراد بینجامد، بیان كرد: هدایت تحصیلی اساسا تابع اولویت های كشور است. هم اكنون یكی از اشكالات ما عدم رغبت بچه ها به سمت علوم پایه است كه علم بنیادین از آنجا برمی خیزد و جامعه بیشتر بچه ها را به سمت رشته های درآمدزا هدایت می كند. در این میان رشته هایی مانند فیزیك، ریاضی، شیمی مهجور واقع شده اند، در صورتیكه طبق سند چشم انداز و سند تحول بنیادین ما بتوانیم در علوم پایه حرف اول را در دنیا بزنیم. این مهم نیاز به برنامه ریزی جدی تر و ایجاد محرك ها و اهرم های تشویقی دارد.
حرف های فرهاد كریمی كه موید این نكته است كه گرچه دانش آموزان در پایه نهم و دهم به بلوغ شناختی انتخاب مسیر شغلی و تحصیلی می رسند اما فرهنگسازی و هدایت بچه ها باید از سنین پایین تر آغاز شود را رئیس مركز سنجش آموزش و پرورش نیز تاكید می كند. خسرو ساكی در گفتگویی با مهر بر این مساله اصرار كرد كه اگر هدایت تحصیلی می خواهد درست عمل كند باید فرایندی عمل شود و به جز دانش آموزان خانواده ها نیز در زمینه های مختلف راهنمایی شوند. در نهایت دانش آموزان باید با اختیار مسیر خودرا انتخاب كنند نه در اثر فشار. یا مثلا اینكه خانواده ای خودش به آرزوهایش نرسیده و بخواهد فرزندش را تحت فشار بگذارد كه راه نرفته آنها را بروند.
اگر هدایت تحصیلی می خواهد درست عمل كند باید فرایندی عمل شود و به جز دانش آموزان خانواده ها نیز در زمینه های مختلف راهنمایی شوند. در نهایت دانش آموزان باید با اختیار مسیر خودرا انتخاب كنند نه در اثر فشار
پیش از این هم خیلی از مشاوران تحصیلی شاغل در آموزش و پرورش در گفتگوهایی با مهر نسبت به ناقص اجرا شدن هدایت تحصیلی گلایه كرده بودند اما سوال اینجاست كه چرا پروسه این هدایت و در كنارش استعدادیابی در آموزش و پرورش جدی گرفته نمی شود؟
بحث انتخاب شغل و رشته تحصیلی تبدیل به یك سرطان شده است!
هامون سبطی كارشناس حوزه آموزش و پرورش درباره سوژه این گزارش و چالش های مطرح شده و نقطه نظرهای متفاوتی كه در بحث استعدادیابی و اجرای هدایت تحصیلی عملا وجود دارد به خبرنگار مهر اظهار داشت: مواردی كه عموما گفته می شود بحث های تئوریك است. اینكه بچه ها سازه های شناختیشان از چه سنی شكل می گیرد یا بحث هدایت تحصیلی چرا به این خروجی متناقض در پشت كنكور می انجامد و... در حالتی كه چگالی نرمالی از پارامترهای اجتماعی، اقتصادی و... در كشور حاكم باشد می توان درباره بحث های تئوریك صحبت كرد. اما شاید هم اكنون این صحبت ها جایی نداشته باشد.
وی افزود: تصور كنید ما با یك سرطان واضح در امر انتخاب شغل آینده در كشور رو به رو هستیم و بعد صحبت درباره هدایت تحصیلی شبیه این می ماند كه بیاییم درباره بهداشت و سلامت و تغذیه آن فرد كه سرطان دارد حرف بزنیم. آنچیزی كه هم اكنون مشهود است این است كه دو برابر فارغ التحصیلان هر ساله ما از دبیرستان، متقاضی ورود به دانشگاه های برتر را داریم. این یعنی آن سرطانی كه می گویم.
به طور طبیعی باید ۳۰ درصد فارغ التحصیلان دبیرستان متقاضی ورود به دانشگاه باشند
وی بیان كرد: اگر سیستم هدایت تحصیلی در یك كشور درست عمل كند، نهایتا ۲۰ تا ۳۰ درصد فارغ التحصیلان دبیرستانی داوطلب حضور در دانشگاه های خاص می شوند و ۷۰ درصد اصلا به سمت آزمون های خاص این دانشگاه ها نمی روند. به همین خاطر آنها مشكلی به اسم كنكور را ندارند در حالی كه كنكور دارند و كنكورهایشان سخت تر از ایران هم هست. مثلا كسی بخواهد وارد دانشگاه هاروارد شود باید آزمون استعداد تحصیلی سختی بدهد كه بسیار هم استرس زاست. مشكل اینجاست كه صد در صد آنهایی كه از دبیرستان در كشور ما فارغ التحصیل می شوند می خواهند وارد دانشگاه شوند و حتی كسانی هستند یكبار از رشته ای فارغ التحصیل شده اند و باردیگر باز گشته اند برای ورود به رشته ای دیگر.
سبطی با اشاره به اینكه ما باید بدون تعارف بازگردیم و ببینیم عامل این سرطانی كه گریبانمان را گرفته چیست، اظهار نمود: تا وقتی عامل اصلی این مساله برطرف نشود شما با بهبود وضعیت تغذیه نمی توانید سیستم را درمان كنید. عامل هم اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... است. الان راه پیدا كردن به دانشگاه های خاص شده است تنها امید و روزنه عموم مردم كه بتوانند بلكه از سفره اقتصاد كشور بهره ای ببرند و یا وارد چرخه قدرت شوند.
وی افزود: برای یك دانش آموز پایه نهم و دهم این مساله كاملا مشهود است كه خیل بیكاران در رشته های مهندسی، علوم انسانی، هنر داریم و در اقوام نزدیكانشان نمونه هایش را دیده اند. ما نمی توانیم از او بخواهیم چشمش را روی این واقعیت ببندد و رشته ای برود كه ما می خواهیم یا حتی رشته ای كه صلاحش هست و در آن استعداد دارد. قبول نمی نماید. الان تنها چند رشته دانشگاهی از این چرخه بیكاری بیرون مانده اند كه یكی از آنها رشته پزشكی است. كسی كه پزشك می شود حداقل یك حقوق ۱۰ میلیونی را می تواند داشته باشد.
تبلیغ زندگی لاكچری ذهن بچه ها را آلوده كرده است
این كارشناس مسائل آموزش و پرورش همین طور اظهار داشت: یكی دیگر از معضلات ما كه عامل این رشد سرطانی است این است كه در جامعه و در رسانه ملی مدام زندگی لاكچری را تبلیغ می نماییم. ما در فرهنكسازی، هنرمند بودن، فرهیخته بودن و پیشه ور بودن را تبلیغ نمی نماییم. مدام در حال نشان دادن زندگی لاكچری به بچه ها هستیم. ذهنیت آنها روی همین شكل می گیرد. بعد می خواهیم به بچه ها بگوییم بروید رشته هایی كه درآمد زیادی ندارد اما به جامعه كمك می كند!او قبول نمی نماید. این میان شاید بتوانیم فقط به بچه ها بگوییم حالا رشته حقوق هم درآمد زاست یا رشته علوم آزمایشگاهی هم درآمد خوبی دارد. یعنی الان حرف اول و آخر را در انتخاب رشته اقتصاد می زند.
باید چرخ صنعت به حركت در بیاید و بودجه های عمرانی احیا شود، برای رشته های علوم انسانی هزینه شود و احترام این رشته ها باز گردد تا مسیر اصلاح گردد. به صورت تئوریك نمی توان درباره این سخن گفت بچه ها از چه سنی می توانند درباره زندگی آینده خود تصمیم بگیرند
وی افزود: رشد افسار گسیخته رشته های پزشكی مولود همین پیام هاست. حالا شما بگویی ما به مفاخر فرهنگی و علمی هم نیاز داریم. با هدایت تحصیلی این وضعیت را نمی گردد اصلاح كرد. باید چرخ صنعت به حركت در بیاید و بودجه های عمرانی احیا شود، برای رشته های علوم انسانی هزینه شود و احترام این رشته ها باز گردد تا مسیر اصلاح گردد. به صورت تئوریك نمی توان درباره این سخن گفت بچه ها از چه سنی می توانند درباره زندگی آینده خود تصمیم بگیرند. چه بسا فردی در دهه سوم و چهارم زندگی نیز شغلش را عوض كرده است و موفق شده است. پس این نشان داده است تا قبل از آن شناخت درستی از توانایی های خود نداشته است.
سبطی در عین حال با توجه به این مسائل بحث هدایت تحصیلی را از منظر حاكمیتی امری مهم دانست و بیان كرد: هدایت تحصیلی یك بحث افلاطونی است. یعنی حكومت باید پرورش كودكان را به عهده بگیرد و آنها را به سمتی كه صلاح خودشان و جامعه است هدایت كند. در واقع این هدایت با انتخاب خود كودك ربط زیادی ندارد بلكه متخصصان مقرر است تشخیص دهند كه هر بچه با هر خاصیت احیانا در چه رشته ای موفق و مفید به حال خود و جامعه است. این یك وظیفه است و به شرط اینكه این مدل هدایت واقعی باشد مورد تایید هم هست.
هدایت تحصیلی باید صادق باشد
وی با اشاره به اینكه هدایت تحصیلی و شغلی باید صادق باشد در این زمینه بیان كرد: تنها با پایش مستمر استعدادهای تحصیلی و وضعیت هیجانی و روحی دانش آموزان از شروع ورود به سیستم آموزشی می توان به این هدایت صادقانه رسید. نه اینكه ما دفعتی در پایه ششم یا نهم بخواهیم هدایت انجام دهیم. این مساله را هم باید یك نهاد با نظارت دولتی اما به شكل خصوصی به عهده بگیرد چون كاری است كه عظمتش حداقل اندازه سازمان سنجش هست. نمونه هایش را نیز خارج از كشور داریم.
تنها با پایش مستمر استعدادهای تحصیلی و وضعیت هیجانی و روحی دانش آموزان از شروع ورود به سیستم آموزشی می توان به این هدایت صادقانه رسید
سبطی اظهار داشت: این سنجش ها نیز راهش از بازی، سفرهای علمی و سیاحتی و زیارتی و مسابقه های غیردرسی و... می گذرد. اینكه بچه ها را در این مسیرها پایش نماییم و آرام آرام مشخص نماییم استعداد و روحیه و توانایی بچه چیست. در هر كدام هم احساس كردیم موفق تر است یك اینكه نباید آنرا قطعی فرض نماییم و دوم اینكه باید آن دانش آموز را در معرض آن حوزه ای كه در آن مستعد است قرار دهیم تا احساس موفقیت در او شكل بگیرد و رغبت در او ایجاد شود.
این كارشناس آموزشی در عین حال بیان كرد: مشكل اینجاست كه بنظر می رسد امروز دانش آموزان ما به هیچ رشته ای از شاخه معارف بشر علاقمند نیستند. در واقع انگار ما آنها را اهل چیزی نكرده ایم. ما این اهل چیزی بودن را در آنها نمی بینیم. علتش هم نقطه گریزی وزارت آموزش و پرورش از نخبه پروری است. در بحث تالیف كتب درسی هیچ ساز و كار مشخصی وجود ندارد كه بدانیم كسانی كه خوراك فكری دانش آموزان را تهیه می كنند افكار و روش هایشان چیست و در یك سیستم بسته این نویسندگان انتخاب می شوند. كتاب هایی كه تولید می شود پر از غلط های علمی است و تشتت دارد و یك خط فكری در كتاب های درسی مشاهده نمی گردد.
وی اظهار داشت: دانش آموزان با این كتاب ها نمی توانند لذت آموختن را درك كنند و با یك سری گزاره پراكنده كه ملزم به حفظ آن هستند، رو به رو هستند و پر از تكرار است.
بچه ها حق دارند در راه زندگی استقلال خودرا پیدا كنند
دكتر ناصرالدین كاظمی حقیقی روان شناس و متخصص امور تیزهوشی و استاد دانشگاه نیز در این زمینه به خبرنگار مهر اظهار داشت: یكی از معضلات ما در نظام آموزشی كشورمان این است كه مدام درباره آینده صحبت می نماییم. آینده شغلی، آینده زندگی و... و به این فكر نمی گردد كه فرد باید در هر سنی كه هست از ظرفیتی كه دارد برخوردار شود و از پروسه زندگی، تحصیلی و هر فعالیت دیگری لذت ببرد. ما كه قرار نیست ۱۲ سال یك بچه را زجر بدهیم تا برای آینده مسیری را برود یا نرود. در واقع ما باید برای رشد فرد و كشف استعدادش و اهمیت آن به این مساله اهمیت بدهیم نه لزوما به جهت اینكه از وی در آینده برای جامعه چه می خواهیم. هر چند در نهایت همان هدف ما هم محقق می شود.
وی افزود: از طرف دیگر نظام تحول شناختی و تحولی فقط جنبه شناختی ندارد بلكه سازه استعداد، ابعاد عاطفی و... هم در این میان نقش دارند. ما نباید شرایطی را پیش بیاوریم كه فرد را فقط برمبنای توانایی اش جهت زندگی آماده نماییم. تمام زندگی یك فرد كه تنها توانایی كه قادر به انجامش هست، نیست. آنچه فرد را در زندگی پایدار می كند به جز توانایی هایش، شخصیت او و علائقش نیز هست. بچه ها حق دارند در راه زندگی تفرد خودرا پیدا كنند. این تفرد هم از سنین بسیار پایین و دوره حسی حركتی شروع می شود. تدریجا به سطح تفكر انتزاعی می رسد.
كاظمی حقیقی بیان كرد: در واقع كودك از دوره مهد كودك برای تفرد خود می جنگد. توانایی هم بخش كوچكی از استعداد است. حال ما سال های زیادی از زندگی یك فرد را در نظر نگیریم با این تصور غلط كه شاید در دهه سوم زندگی بتواند سازه شناختی دقیقی را شكل بدهد؟ بچه هاز از ۹ یا ده سالگی می توانند هویت شغلی و حرفه ای برای خود تصور كنند. بعد ما صبر نماییم و سال های پرورش را از دست بدهیم به جهت اینكه می گوییم سازه شناختی او شكل نگرفته است؟ رشد هوش افراد از نظر تحولی محدودیت دارد. اگر زود به آن استعداد دست پیدا نكنیم و در راه پرورش قرار ندهیم، آنهم پرورشی كه لذت بخش باشد برای كودك، عملا زمان پرورش را از دست داده ایم.
وی افزود: مشكل ما این است كه در آموزش و پرورش تمام مدت به استعدادیابی و استعدادپروری در چارچوب طرح نگاه كرده ایم نه قانونی كه باید در بدنه آموزش و پرورش وجود داشته باشد. شاكله آموزش و پرورش بر پیشرفت تحصیلی بنا شده است و این با روح استعدایابی در تناقض است. تاكید بر این است كه معلم باید كتاب درسی را تدریس كند و حتی در مدارس خاص هم جای استعدادیابی است فشار آموزشی وجود دارد.
دكتر كاظمی اظهار داشت: استعدادیابی مستلزم فراغت است. بچه ها باید به قدری آزادی عمل داشته باشند كه به سمت پرورش استعدادشان بروند. الان جز ساعت تفریح چه ساعت دیگری از برنامه درسی فارغ شده است؟ چقدر همكاران در مدرسه چشم انداز استعدادیابی دارند؟ حتی این استعداد، رغبت سنجش شغلی و... در برنامه درسی هم جایی ندارد.


منبع:

1398/07/14
23:22:21
5.0 / 5
12
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۳

لینک دوستان مدیریت آموزش

تگهای مدیریت آموزش

olms.ir - حقوق مادی و معنوی سایت مدیریت آموزش محفوظ است

مدیریت آموزش

آموزش آنلاین