در گفتگوی تفصیلی با مهر مطرح شد

حضور مشاور در دوران دبستان مطالبه جدی است

حضور مشاور در دوران دبستان مطالبه جدی است

مدیریت آموزش: دبستان حساس ترین دوران تحصیل است و لطمه های فراوانی رانیز می توان در این دوران مشاهده كرد كه بروز آن در مقاطع بعدی خودرا نشان داده است. یكی از مطالبات معاونت ابتدایی حضورمشاور در دبستان هاست.



خبرگزاری مهر - گروه جامعه- آزاده سهرابی: دوره به دوره خاطرات ما از دوران مدرسه متفاوت است؛ خصوصاً از دوران دبستان كه ما هستیم و یك معلم سر كلاس درس كه باید او را با بیشتر از ۲۰ دانش آموز دیگر تقسیم نماییم. دهه پنجاهی ها خاطراتی كه از دوران دبستان دارند، بسیار متفاوت از دهه هشتادی هاست. معلمها، كلاس ها، كتاب ها و بچه ها فرق كرده اند. آموزش در دبستان شاید بیشتر از هر دوره دیگر نیازمند این است كه مدام خود و روش های یادگیری، یاد دهی را به روز كند. دوره ای كه نیازمند بازسازی مداوم توان تربیتی و آموزشی دانش آموزان است. هر روز یك نیاز جدید شكل می گیرد. هر روز متدهای آموزشی جدید ارائه می شود و...
در این میان دفتر آموزش ابتدایی یكی از مهمترین دفاتر آموزش و پرورش است كه ذیل معاونت آموزش ابتدایی فعالیت می كند و پایش و عملیاتی كردن برنامه های این حوره را در دستور كار دارد. مرتضی شكوهی مدیركل دفتر آموزش دبستانی قبل از این در گفتگو با خبرنگار مهر لیست وارد برنامه های مهم این دفتر در سال تحصیلی پیش رو را در عناوینی چون: «ارتقای فعالیت های كیفیت بخشی گروه های آموزشی ابتدایی بوسیله تخصیص ساعت مورد نیاز در چارچوب ارزیابی و تضمین كیفیت»، «توانمندسازی معلمان با محوریت مدرسه شامل اقدام پژوهی، درس پژوهی، خود ارتقایی»، «پایش اجرای مطلوب برنامه های درسی شامل دروس فارسی، ریاضی و قرآن به تعداد ۲۰ هزار كلاس در دوره اول ابتدایی با تاكید بر توانمندسازی معلمان»، اجرای طرح مدرسه توانمندسازی در چارچوب طرح كارآمد»، «راهبری معلمان در اجرای تلفیق برنامه آموزش آداب و مهارت های زندگی و تكالیف مهارت محور در ۹۳.۵ درصد كلاس های پایه های اول تا پنجم به تعداد ۲۷۷ هزار و ۳۳۳ كلاس درس»، «ارتقای كمی و كیفی برنامه ارزشیابی كیفی – توصیفی با تاكید بر آموزش معلمان دوره ابتدایی شامل پایه های اول، دوم و سوم»، و.... اعلام نموده بود. در گفتگوی تفصیلی با وی درباره مباحث گوناگونی كه مبتلابه این دوران است، به گفتگو نشستیم كه بخش اول آنرا از نظر می گذرانید.
*برای ورود به بحث اهمیت دوره ابتدایی و فعالیت های دفتر آموزش دبستانی برای ارتقای آموزش و تربیت دانش آموزان این مقطع، اجازه بدهید این سوال را مطرح كنم كه ماموریت اصلی خودرا در این عرصه چه می دانید؟
-ما ماموریت های زیادی را در حوزه ابتدایی طراحی كردیم كه بر طبق سند تحول بنیادین است اما یكی از ماموریت های اصلی ما این است كه سطح دسترسی همه دانش آموزان در سن مدرسه را به تحصیل فراهم نماییم. به معنای دیگر بسیاری از كشورهای پیش رو شاخص اصلی خودرا در حوزه آموزش و پرورش همین قرار دادند و ما نیز در این شاخص وضعیت خوبی داریم.
مأموریت دومی كه برای خودمان طراحی نموده ایم این است كه اجرای برنامه درسی و برنامه های آموزشی و پرورشی كه فرصت های یادگیری با كیفیت را برای بچه ها فراهم می آورد، به نحو مطلوب در سطح مدارس كشور اجرایی شود. به معنای دیگر پس از جذب دانش آموزان و ورود آنها به مدرسه، مهمترین برنامه ما این است كه برنامه درسی كه به صورت متمركز و البته با عنایت به تجربیات مدیران و معلمان در سطح مدارس اجرا می شود به بهترین شكل ممكن در سطح یادگیری دانش آموزان اجرایی شود تا فرصت یادگیری برابر برای بچه ها فراهم گردد و طی آن برنامه ها به شایستگی ها، توانایی ها و مهارت هایی برسند.
به دنبال فعالیت هایی هستیم كه دانش آموزان به سمت درست عمل كردن در تمام امور زندگی پیش بروند و بوسیله دست ورزی به مهارت برسند. رسیدن به شایستگی هایی كه لازمه استمرار تحصیل و یادگیری آنها در پایه های بالاتر و همزمان با آن رسیدن به مهارت هایی كه لازمه زیست و زندگی شان است، از اهداف ماست
در این راستا معاونت آموزش ابتدایی فعالیت ها و برنامه هایی را پیش بینی كرده است تا دانش آموزان مهارت های پایه یادگیری و مهارت های پایه اجتماعی را به دست آورند. سپس بتوانند مهارت هایی را فرابگیرند كه با استفاده از آن در ادامه تأثیر خود یادگیری خود را جهت دهند. تلاش ما این است كه بچه ها با شوق و انگیزه در مدارس حضور داشته باشند و پروسه آموزش یادگیری یك پروسه لذت بخش برای آنان باشد. به دنبال فعالیت هایی هستیم كه دانش آموزان به سمت درست عمل كردن در تمام امور زندگی پیش بروند و بوسیله دست ورزی به مهارت برسند. رسیدن به شایستگی هایی كه لازمه استمرار تحصیل و یادگیری آنها در پایه های بالاتر و همزمان با آن رسیدن به مهارت هایی كه لازمه زیست و زندگی شان است، از اهداف ماست.
در نهایت به دنبال ارائه مجموعه ای از فعالیت هایی هستیم كه بچه ها را به پژوهشگری، تفكر و حل مسئله كه لازمه زندگی امروزی است رهنمون نماییم كه اگر بخواهند ادامه تحصیل دهند یا بعنوان یك شهروند وارد جامعه شوند در هر صورت به آنها نیاز دارند. آنچه گفتم یك نیمرخی بود از رویكردها و جهت گیری ها در دوره دبستان كه منبعث از سیاست های معاونت آموزشی و جهت گیری و سیاست های آموزش و پرورش است. خوشبختانه در هر دوره ای كه وزیری روی كار بوده است آموزش دبستانی برای او دارای اولویت بوده و بیشتر وزرایی كه بعنوان وزیر آموزش و پرورش كار كرده اند، بیان كرده اند كه دوره ابتدایی را بعنوان دوره با اولویت نگاه می كنند. سرپرست جدید آموزش و پرورش در گردهمایی مشاوران، معاونان و مدیران كل ستادی استانی با اولویت بالا نسبت به دوره ابتدایی صحبت كردند و اعلام نمودند كه تمام تلاششان را انجام می دهند كه مبنای تعلیم و تربیت در دوره ابتدایی شكل بگیرد.
*به این جمله كه شما اشاره كردید آموزش ابتدایی مبنای تعلیم و تربیت است، بازمی گردیم. اما سوال من از شما این است كه برای این مأموریتی كه مطرح كردید برنامه های عملیاتی شما چیست؟
-خوشبختانه از سال قبل سند تحول بنیادین وارد مرحله عملیاتی و اجرایی شد. زیرنظام های آن نوشته شد و ما نیز موظف شدیم فعالیت های دفتر را بر طبق این زیرنظام ها در نظر بگیریم. در آن زیرنظام ها، آموزش ابتدایی برنامه های مفصلی دارد. رویكرد دكتر حكیم زاده معاون آموزش ابتدایی، كاهش عناوین برنامه ها و تمركز بر برنامه های با اهمیت تر در این دوران است تا بتوانیم با تمركز نیرو وامكانات ۹ عنوان برنامه از زیرنظام های مختلف سند تحول را بعنوان برنامه معاونت اجرا نماییم.

یكی از اولویت ها و مهمترین برنامه های ما تقویت جایگاه گروه های آموزشی و پرورشی است تا بتوان به توانمندسازی معلمان و اجرای مطلوب برنامه های درسی در این برنامه كمك نماییم و بستر لازم برای بهره گیری از روش ها و الگوهای فعال تدریسی كه معلمان می توانند به صورت مطلوب در كلاس ایجاد كنند را اعلام و فعالانه در جریان یادگیری مشاركت كند. در این فعالیت به دنبال این هستیم كه فعالیت گروه های آموزشی را كیفیت ببخشیم و ساعت مورد نیاز معلمان برای این مهم را تأمین نماییم. با عنایت به بخشنامه ای كه شورای عالی آموزش و پرورش تصویب كرده و با حمایت های وزیر بتوانیم گروه های آموزشی فعال داشته باشیم. برنامه دوم ما مستند سازی تجارب آموزشی و تدریس معلمان دوره ابتدایی است و رویكرد ما در این مستند سازی، پژوهش محوری است.
*منظور شما همان طرح معلم پژوهنده است؟
ما بر این باوریم كه مجموعه پژوهش های فردی و گروهی كه معلم بوسیله عمل كردن به آن پژوهش می رسد در نهایت به معلم كمك می نماید كه بر طبق نتایج همان پژوهش به عمل مناسب تر دست بزند. عمده هدف ما ارتقاء بخشیدن به توانمندی های معلمان است
-بله؛ ما طرح معلم پژوهنده و اقدام پژوهی را در این طرح پیگیری می نماییم كه كمكی است به معلمان برای انجام پژوهش های فردی و مشاركتی. درواقع ما بر این باوریم كه مجموعه پژوهش های فردی و گروهی كه معلم بوسیله عمل كردن به آن پژوهش می رسد در نهایت به معلم كمك می نماید كه بر طبق نتایج همان پژوهش به عمل مناسب تر دست بزند. عمده هدف ما ارتقاء بخشیدن به توانمندی های معلمان است. بجای آنكه معلمان در دوره های ضمن خدمت كه از قبل تعیین شده، شركت نمایند كه هزینه های زیادی را در بر می گیرد و هم قالبی است، معلم خودش را به سمت یادگیری و پژوهش سوق بدهد و به راهكارهای واقعی و مناسب كه مورد نیاز مدرسه است، برسد.
*اجازه بدهید در مورد بحث معلم، توقف نسبتاً مفصلی داشته باشیم. اهدافی كه این دفتر دارد جز بوسیله معلمان منتقل نمی گردد. در سالهای اخیر شاهد این بودیم كه معلمان به روش های متفاوت و متنوعی جذب شده اند كه همین مسئله چالش هایی را به وجود آورده است به این معنا كه ما با سطح كیفی برابر كلاس های درسی به لحاظ كیفیت معلم كه منبع مهم یاددهنده در كلاس های درس است، روبرو نیستیم از طرف دیگر می دانیم كه در این مقطع ارتباط معلم و دانش آموز بسیار موثر و مستقیم است. الگوسازی و وابستگی میان معلم و دانش آموز شكل می گیرد. در هر كلاس یك معلم است و كتاب هم بوسیله همان معلم باید تدریس گردد. بنده در همایش معلم –پژوهنده حضور داشتم. با اینكه شاهد رشد خوبی در این عرصه خصوصاً در استان ها و مناطق محروم بودیم اما ما دارای معلمانی كه به سطحی از درایت پژوهشی رسیده باشند، به طور گسترده نیستیم و یا معلمان انگیزه لازم برای این كار را ندارند. برای ارتقاء معلمان و مدیران مدارس در این راستا به صورت عملیاتی چه راهكاری دارید. دانشگاه فرهنگیان می گوید راهكار من آموزش ضمن خدمت است. راهكار شما چیست؟
-ابتدا این را بگویم كه ما نسبت به گذشته های دورتر از نظر وضعیت نیروی انسانی به لحاظ كیفی بهبود پیدا كرده ایم. بیشتر معلمان ابتدایی ما دارای مدرك لیسانس هستند كه حداقل چند واحد روش تحقیق و پژوهش را گذرانده اند اما با شما موافقم كه تا وضعیت مطلوب برای این دوره تحصیلی كه تك معلمی است و دانش آموز بطور پیوسته با معلم سر و كار دارد و اثر این رابطه روی بچه ها بالاست، فاصله داریم. البته من درصدی از حد استاندارد این فاصله در دست ندارم و باید دراین حوزه پژوهش های مفصلی صورت بگیرد.
* یك نكته هم وجود دارد و آن هم این است كه خلاقیت سر كلاس و حوصله و تدبیر داشتن معلمان به مدرك تحصیلی داشتن نیست.
- بله، انگیزه بسیار مهم می باشد كه معلم را وادار می كند به اندیشیدن، خلق كردن و تدبیر كردن. در مناطق مختلف آموزشی میزان این موارد نوسان دارد. برخی نیاز به حمایت دارند چه از بعد معیشتی و چه توانمندسازی های حرفه ای. اما اینكه معاونت ابتدایی به صورت كلان چه راهكاری اندیشیده است باید بگویم راهكار ما این است كه معلمان را به سمتی هدایت نماییم كه گروه های پژوهشی تشكیل بدهند و فعالیت های خود آموز و خود ارتقایی و مسئولیت پذیری بیشتری در رشد حرفه خود به عهده بگیرند. هیچكدام از ما در حرفه های خود بی نیاز از خود ارتقایی نیستیم.
آموزش و پرورش موظف است برای معلمان دوره ها و كارگاه های آموزشی پیش بینی نماید اما از طرف دیگر همه ما مسئول رشد حرفه ای خود هستیم. برای این بخش ما طرح كارآمد را پیش بینی كردیم كه معنای آن مدرسه توانمندساز است. معلم ها با مشاركت فعال خودشان و با هماهنگی مدیر مدرسه متناسب با نیاز و محورهایی كه لازم می بیند، دوره هایی را تعیین می كند كه با كمك مدیر و یا مشاركت مدیران و معلمان دیگر در جهت رشد علمی خودشان گام بر می دارند. هماهنگی با مركز نیروی انسانی انجام داده ایم كه به مدیران اجازه دهد كه در بعضی از زمینه ها كه معلم ها به آن علاقه مند هستند و امكان ارزیابی آنها نیز وجود دارد، با اعلامی كه منطقه و استان می كند، آن دوره ها را بگذرانند و برای آنها آموزش ضمن خدمت در نظر گرفته شود. این طرح دومین سال است كه به صورت محدود در بعضی از استان ها انجام می شود. برای اجرای گسترده آن نیاز به زیرساخت داریم اما در این دو سال از این طرح استقبال خوبی شده است. واقعیت این است كه ما راهكاری جز حمایت معلم نداریم. حمایت معلم در امتداد اینكه بروند و خودشان را رشد بدهند. گرچه روش های سابق مانند آموزش ضمن خدمت سر جای خود هست اگر اختصاص اعتباری باشد این آموزش ها انجام می گیرد.
*دغدغه شمار زیادی از خانواده ها و كارشناسان این است كه كارشناسان برای ارتقای دانش معلمان است كه در پروسه یادگیری به خلاقیت آموزشی برسند. حتما طرح ها و رویكردهای تشویقی شما موثر است اما چند سالی است در فضای مجازی گاهی فضایی را شاهد می باشیم كه به ما این آگهی را می دهد كه معلم های ما به لحاظ روحی و تربیتی دارای چه میزان توانایی هستند و آیا به میزان كافی تاب آوری دارند. با معلمی كه با ۳۰ دانش آموز در سطوح تربیتی و شخصیتی متفاوت روبرو است، یكی از وظایفش این است كه مفاد درسی را با عنایت به این تنوع به آنها یاد بدهد اما از طرف دیگر برخوردهای میان فردی و رابطه ای كه با تك تك آنها دارد به شكلی كه حداقل آنها لطمه نبینند بسیار مهم می باشد. نمونه های مختلفی را در فضای مجازی می بینیم كه عكس این را نشان داده است. سؤال اینجاست كه برای توانمندسازی روحی و روانی معلم ها كه قاعدتاً در زندگی خانوادگی و اجتماعی چالش دارند، چه راهكاری دارید؟ - سرپرست آموزش و پرورش در یك نشست عبارت خوبی را به كار بردند، گفتند كه مدرسه جعبه سیاه جامعه و معلم كلید رمز تعلیم و تربیت است. ما معلم توانا نیاز داریم كه از انواع خاصیت هایی كه برای تعلیم و تربیت لازم است برخوردار باشد. شما اشاره كردید به بحث تاب آوری و ارتباطات میان فردی و اینكه معلم ها چه میزان می توانند با بچه ها ارتباط مؤثر برقرار كنند و به نیازها و خواسته های آنها توجه نمایند. همه اینها جزو ضروریات كار معلمی است اما اینكه چه میزان معلمان ما از همه این قابلیت ها برخوردار می باشند، من بعنوان یك مسئول نمی توانم پاسخی بدهم، بلكه باید بگویم این یك نیاز ضروری پژوهشی است كه باید افراد مختلفی به صورت جزء به جزء روی معلم ها مطالعه كنند.
حتی تحقیر و توهین نباید در تنبیه دیده شود. تاكید ما بر حفظ كرامت نفس دانش آموزان است. حتی می توانم این گونه بگویم جایی كه معلم از این مقررات تخطی كند، آموزش و پرورش مدعی و مطالبه گر است و در جایگاه والدین قرار می گیرد ما در آموزش و پرورش به جهت اینكه وظایف خودرا پیش ببریم چند ابزار داریم. یكی از آنها ضوابط و مقررات است كه بطور پیوسته اطلاع رسانی می شود. بطور مثال بخشنامه اجرای مقررات تشویقی و تنبیهی دانش آموزان و محدوده های آن كاملاً مشخص است. مثلاً در بخش تنبیه ما حداقل های تنبیه را داریم كه نوعی از تنبیه یادآوری است و نه برخورد فیزیكی. حتی تحقیر و توهین نباید در تنبیه دیده شود. تاكید ما بر حفظ كرامت نفس دانش آموزان است. حتی می توانم این گونه بگویم جایی كه معلم از این مقررات تخطی كند، آموزش و پرورش مدعی و مطالبه گر است و در جایگاه والدین قرار می گیرد. به جهت اینكه اطمینان بیشتری در این عرصه داشته باشیم نیز فعالیت هایی داریم. یكی از آنها آموزش آداب زندگی اسلامی برای معلمان است كه به صورت كارگاه های آموزشی انجام می شود. آنجا به معلمان تاكید می نماییم كه حفظ كرامت انسانی مورد تاكید قرآن كریم است. معلم اگر كرامت دانش آموزان را حفظ نكند، هیچ اقدام دیگری برای رشد او نمی تواند انجام دهد. انسان موجود ارزشمندی است كه هیچكس حق تعدی و تعرض به روان و جسم او را ندارد. از طرف دیگر از پایه اول تا ششم با تكالیف مهارت محوری كه دكتر حكیم زاده برای بهبود فعالیت های بچه ها خارج از منزل پیش بینی كرده، در واقع به این سمت حركت كرده ایم كه بچه ها را به سمتی حركت دهیم كه این نیاز را در معلم ایجاد كند كه خودش را تقویت كند. معلم اجراكننده یادگیری های مهارت محور باشد و برای این منظور باید دارای این خاصیت باشد. ما كارگاه هایی برای معلمان می گذاریم اما همانطور كه گفتم رویكرد اصلی ما خودتقویتی معلمان است. در پاسخ به سؤال شما به بحث دیگری هم اشاره كنم و آن این است كه با هدایت معاون آموزش ابتدایی، طرح اولیه ای را آماده كرده ایم با عنوان پیش گیری از خشونت و كاهش مظاهر آن در دوره ابتدایی. روی این طرح باید مطالعه بسیاری شود اما جهت بررسی اولیه به پژوهشگاه فرستاده شده تا مورد مطالعه و پژوهش قرار بگیرد. رویكرد دیگر ما نیز توانمندسازی مدیر، معلم و والدین است، خشونت زمانی كم می شود كه این سه ركن كه به دانش آموزان خدمات می دهند، توانمند باشند. توانمند به معنای آنكه بچه ها را بشناسند و انواع خشونت را بشناسند. تراشیدن سر دانش آموز هم نوعی خشونت است. *نكته مهم اینجاست كه وقتی در سطح مدرسه خشونتی اتفاق می افتد، در واقع یك عمل رخ نداده است بلكه این خشونت یك چرخه به وجود می آورد. امكان دارد معلم با خودش بگوید یك فریادی بر سر دانش آموزم زدم و فردا آنرا جبران می كنم اما ما می دانیم كه وقتی چرخه خشونت راه بیفتد، به سرعت سرایت می كند، خصوصاً در سطح دانش آموزان كه در مرحله الگوگیری هستند. سؤال اینجاست كه آیا در پروسه خودارتقایی معلمان نمی توان یكی از كسانی كه بازخورد درباره توانمندی معلمان می دهند، دانش آموزان باشند به این معنا كه اختتام سال تحصیلی یك پرسشنامه هدفمند بنا به سن دانش آموزان برای گرفتن بازخورد از معلمان به آنها داده شود و هر پنج سال یك دفعه درباره تك تك معلمان این بازخوردها بررسی شود. -در دوره ابتدایی خصوصاً سه سال اول بچه ها در سطحی از شناخت نیستند كه ما بتوانیم بازخوردهای معنادار درباره عملكرد معلمان از آنها بگیریم اما به معنای این نیست كه نتوانیم هیچ گونه بازخوردی از آنها دریافت نماییم، آنها می توانند حسشان را درباره معلم بگویند. مثلاً وقتی با معلم هستم خوشحالم یا استرس دارم یا … خوشبختانه امروز مدیران مدارس ما از والدین نظرسنجی می كنند، نمی گویم در همه مدارس ما این اتفاق رخ می دهد اما در شهرها و مراكز استان ها خصوصاً جاهایی كه اولیاء آگاهی بالاتری دارند و میزان پرسشگری شان نیز بالاست، این نظرسنجی و بازخورد نسبت به معلم صورت می گیرد. در دوره دوم در ارزشیابی توصیفی همانطور كه اولیا درباب عملكرد دانش آموزان اظهارنظر می كنند، دانش آموزان درباره عملكرد خودشان و معلم اظهارنظر می كنند. یك نمونه برگ هایی است كه معلم به دانش آموزان می دهد، البته الزامی در آن نیست و انتخابی است. می شود روی نكته ای كه شما به آن اشاره كردید مطالعات عمیق تری كرد و دانش آموزان را با عنوان یكی از ناظران بر عملكرد معلمان منظور كرد. من این ایده را به بحث می گذارم تا بتوانیم راهكار مناسبی برای آن به دست آوریم. *فكر می كنم یكی از چالش های دوره ابتدایی نبود مشاور در مدارس است. مشاوران با تخصصی كه دارند می توانند هم به دانش آموزان، هم معلمان و هم اولیاء خدمات عرضه كنند. آیا طرحی برای حضور مؤثر مشاوران در مدارس ابتدایی دارید؟
متاسفانه در كشور ما از دوره متوسط مشاوران در مدارس حضور دارند كه عمدتاً كار آنها مشاوره تحصیلی است. ما در این عرصه چالش داریم و مطالبه معاون آموزش ابتدایی نیز هست اما با عنایت به وضعیت نیروی انسانی باید زیرساخت های آن مهیا شود. - اتفاقاً در سند تحول بنیادین از نظام جامع مشاور صحبت می شود و اشاره دارد كه مشاور باید از دوره ابتدایی تخصیص داده شود، چونكه در دوره ابتدایی بچه ها در سن حساس رشد هستند. هر چقدر خدمات مشاوره بیشتری در دوره ابتدایی ارائه شود، در دوره های بالاتر كمتر به آن نیاز است. اخیراً نظام جامع مشاوره در حال بررسی است. متاسفانه در كشور ما از دوره متوسط مشاوران در مدارس حضور دارند كه عمدتاً كار آنها مشاوره تحصیلی است. ما در این عرصه چالش داریم و مطالبه معاون آموزش ابتدایی نیز هست اما با عنایت به وضعیت نیروی انسانی باید زیرساخت های آن مهیا شود. باز هم در این زمینه متوقف نشدیم و با همكاری معاونت پرورشی در حال پیگیری نقش مشاوره ای معلمان هستیم. رابطینی در مدارس داریم كه در رشته های مشاوره و روانشناسی تحصیل كرده اند و آموزش هایی می بینند كه هم به خودشان، هم به بچه های خودشان و هم معلمان كمك می كنند تا مشكلات را شناسایی كنند. كار این رابطان مداخله نیست، بلكه اگر احیاناً با نمونه هایی مواجه گشتند كه نیاز به مشاوره دارند، آنها را به مراكز مشاوره ارجاع دهند.


منبع:

1398/04/24
14:34:25
5.0 / 5
55
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۶ بعلاوه ۳

لینک دوستان مدیریت آموزش

تگهای مدیریت آموزش

olms.ir - حقوق مادی و معنوی سایت مدیریت آموزش محفوظ است

مدیریت آموزش

آموزش آنلاین