کلیپ های استعفای معلمان، نباید مسؤلان را گرفتار اشتباه کند
به گزارش مدیریت آموزش، اینروزها چند کلیپ در فضای مجازی انتشار یافته که در آنها اشخاصی با معرفی خود بعنوان معلم، از استعفا از آموزش و پرورش می گویند و علت آنرا حقوق پایین و نارضایتی از وضعیت معیشتی و شغلی مطرح می کنند.
به گزارش مدیریت آموزش به نقل از خبر آنلاین روزنامه جوان نوشت: کلیپ هایی از این دست، البته به سرعت دیده و بازنشر می شوند، چونکه روایت معلمی که به سبب حقوق پایین از شغلش استعفا کرده با تصویری که سال هاست از مشکلات معیشتی فرهنگیان در ذهن جامعه شکل گرفته، به سادگی پیوند می خورد. اما میان یک کلیپ و آن چه واقعا در آموزش و پرورش می گذرد، فاصله ای است که نمی شود با هیاهوی رسانه های اجتماعی آنرا نادیده گرفت. پیگیری های انجام شده درباره ی تعدادی از این افراد، حداقل تصویری متفاوت از آن چیزی به دست می دهد که در فضای رسانه ای تولید شده است؛ ازاین رو این که همه این موارد را بی درنگ ذیل عنوان استعفای معلمان به سبب حقوق پایین قرار دهیم، با واقعیت موجود فاصله دارد. درباره ی برخی افراد نیز اساساً باید ابتدا روشن شود که آیا عنوان معلم بر آنها صدق می کند یا خیر. البته همین جا باید ایستاد و تاکید کرد که این موارد نیازمند بررسی رسمی و دقیق است و نمی توان با همان شتابی که یک کلیپ منتشر می شود، درباره ی افراد قضاوت کرد.
اما آن چه دراین میان بالاتر از خود کلیپ ها اهمیت دارد، خطایی است که امکان دارد در روایت ما از معلم ایرانی شکل بگیرد. معلمی که سال ها با تبعیض، دشواری معیشت و گلایه از نظام پرداخت دست وپنجه نرم کرده، در تمام این سال ها کلاس درسش را به حال خود رها نکرده است؛ نه کرونا او را از دانش آموزش جدا کرد و نه روزهای سخت جنگ. مدرسه تعطیل شد، اما معلم نایستاد؛ راهی پیدا کرد، کلاس را به خانه برد، آموزش را ادامه داد و باز هم پای کار ماند. اینها را نباید به آسانی کنار هم گذاشت و بعد با چند کلیپ، تصویری ساخت که گویی معلم ایرانی در آستانه رها کردن مدرسه و شغل خود ایستاده است.
معلم البته حق دارد ناراضی باشد. حق دارد از حقوقش بگوید. از تبعیض در پرداخت گلایه کند و درباره ی منزلت و شرایط زندگی خود مطالبه داشته باشد. اتفاقاً باید هم داشته باشد. مسئله معیشت معلم، با چند تکذیب و چند آمار حل نمی شود و اگر مطالبه ای واقعی در بین است، باید شنیده و برای آن پاسخ پیدا شود. اما درست بنابراین نباید اجازه داد یک مطالبه واقعی، دستمایه ساختن یک روایت غیرواقعی شود. نمی شود رنج معلم را انکار کرد و نمی شود نجابت او را نیز به حساب رضایتش گذاشت.
این میان، دستگاه های متولی بالاتر از همه وظیفه دارند که میدان را از ابهام بیرون بیاورند. اگر استعفاهایی روی داده، آمار دقیق آن اعلام شود؛ روشن شود چه تعداد از استعفاها قطعی شده، افراد چه نوع رابطه استخدامی داشته اند، علت استعفا چه بوده و اساساً چند نفر از این افراد معلم بوده اند. وقتی واقعیت روشن باشد، دیگر چند کلیپ نمی تواند جای یک واقعیت آماری را بگیرد.
رسانه نیز اگر مقرر است درباره ی معلم بنویسد، باید میان مطالبه و هیاهو فرق بگذارد. دفاع از معلم به این نیست که هر کلیپی را باور نماییم و نقد وضعیت آموزش و پرورش هم به این نیست که هر روایت انتشار یافته ای را بعنوان واقعیت بپذیریم. معلم ایرانی را باید با همه واقعیتش دید؛ هم با گلایه هایش، هم با مطالباتش و هم با همان متانت و نجابتی که سال هاست در کلاس درس ایستاده است.
منبع: مدیریت آموزش
این مطلب مدیریت آموزش برایتان مفید بود؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب