انتقاد از جایگاه دومی معلمان دینی در مقابل معلمان ریاضی و فیزیك

انتقاد از جایگاه دومی معلمان دینی در مقابل معلمان ریاضی و فیزیك

به گزارش مدیریت آموزش سرپرست حوزه تربیت و یادگیری قرآن و معارف سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش به تبیین جایگاه، اهداف و ماموریت های حوزه تربیت و یادگیری قرآن و معارف پرداخت و با اشاره به وضعیت كنونی نظام آموزش مدرسه ای ایران اظهار داشت: امروز دروس دینی به دروس حاشیه ای تبدیل گشته اند و معلمان دینی معلمان درجه دوم تلقی می شوند و موقعیت معلمان ریاضی و فیزیك را در مدرسه ندارند.


حجت الاسلام رضا ملایی در گفت و گو با ایسنا، به تبیین جایگاه، اهداف و ماموریت های حوزه تربیت و یادگیری قرآن و معارف پرداخت و اظهار نمود: حوزه تربیت و یادگیری قرآن و معارف یكی از ۱۱ حوزه تربیت و یادگیری برنامه درسی ملی است كه از سه قلمرو اصلی قرآن، معارف و زبان عربی تشكیل شده است.
وی ادامه داد: بخش های دیگری هم ذیل این سه قلمرو وجود دارد، مانند خود رشته علوم و معارف اسلامی. بخش دیگری از فعالیت ما نیز ناظر به اقلیت های دینی و اخلاق حرفه ای و كاربردی است.
سرپرست حوزه تربیت و یادگیری قرآن و معارف سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی با اشاره به اینكه وقتی از معارف سخن می گوییم مقصود ما معرفت دینی است اظهار داشت: حوزه معارف به مباحث معرفت دینی می پردازد، این معرفت اصالتاً برآمده از منبع قرآن است و از این جهت قرآن نسبت به معارف، همان نقشی را دارد كه اصل نسبت به فرع دارد.


اصلاح بیانیه برنامه درسی ملی در حوزه قرآن و معارف
وی وظایف این حوزه تربیت و یادگیری را نیز برشمرد و اظهار داشت: ماموریت های این حوزه همه در یك سطح نیستند، برخی سطحی و برخی عمقی اند. این حوزه به ماموریتهای سطحی اش، از زاویه دید ماموریت های عمقی نگاه خواهدنمود. اولین ماموریت ما كه جزو ماموریت های سطحی این حوزه است، اصلاح بیانیه برنامه درسی ملی در این حوزه می باشد.
ملایی ماموریت دیگر این حوزه را نوشتن راهنمای برنامه درسی حوزه یادگیری قرآن و معارف دانست و عنوان كرد: كار حوزه های یادگیری از جنس تالیف كتاب درسی نیست، بلكه از جنس تدوین استراتژی های فكری و به یك معنا سیاست گذاری برای محتواهایی است كه مقرر است در این كتاب ها گنجانده شوند؛ البته نه فقط محتواهای مندرج در كتب درسی بلكه هر محتوای دیگری كه از دل سازمان پژوهش بیرون خواهد آمد، شامل محتوای مكتوب یا غیر مكتوب، برای مخاطب دانش آموز یا معلم، شامل متن، صدا، تصویر، نرم افزار و غیره است.
سرپرست حوزه تربیت و یادگیری قرآن و معارف سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی با اشاره به اینكه یك برنامه درسی از عناصر مختلفی تشكیل شده است اظهار نمود: اهداف، شایستگی های پایه، محتوا، سنجه های ارزشیابی، الزامات اجرایی از این جمله اند. اصلی ترین عنصر راهنمای برنامه درسی، شایستگی های پایه و محتوایی است كه متناسب با این شایستگی ها باید شكل گیرد.
وی ادامه داد: نگاه حوزه یادگیری قرآن و معارف به محتوا نگاهی بخشی و بی ارتباط با حوزه های دیگر تربیت و یادگیری نیست. این حوزه ماموریت خود در مورد محتوا را منحصر در حوزه یادگیری قرآن و معارف نمی بیند، بلكه آنرا در رابطه با دیگر حوزه های تربیت و یادگیری ملاحظه می كند. نوع نگاه این حوزه برای ارتباط با حوزه های دیگر، متاثر از مناسباتی است كه معرفت دینی با علوم انسانی و اجتماعی، علوم تجربی، ریاضیات، هنر و غیره دارد. درواقع حوزه تربیت و یادگیری دینی نسبتی با تربیت عقلانی دارد كه خودرا در چهره حكمت و تفكر، ریاضیات، علوم تجربی و... نشان داده است. باید نسبت اینها با یكدیگر مشخص شود. ما همین طور با تربیت زیبایی شناختی، سیاسی-اجتماعی، فنی و حرفه ای نیز نسبتی داریم. كار ما در نسبت با حوزه های دیگر تعریف می شود و مجزای از دیگر حوزه ها نیست.


اصلی ترین مسئله حوزه تربیت و یادگیری قرآن و معارف، روابط علم و دین است


وی افزود: هسته مركزی حوزه قرآن و معارف، دین است و هسته مركزی حوزه های دیگر یا علم است، یا عمل و یا مهارت. بر این اساس نسبت حوزه تربیت و یادگیری قرآن و معارف با دیگر حوزه های تربیت و یادگیری، همان نسبتی باید باشد كه دین با علم، عمل و مهارت دارد. اگر این گونه به حوزه تربیت و یادگیری قرآن و معارف نگاه نماییم، متوجه خواهیم شد كه اصلی ترین مسئله حوزه تربیت و یادگیری قرآن و معارف، روابط علم و دین است و پرداختن به این مساله عمیق ترین ماموریت این حوزه است.
ملایی در تشریح ماموریت حوزه تربیت و یادگیری قرآن و معارف اظهار داشت: نظام آموزش و پرورش در سطح مدرسه، در حال توزیع علم بین دانش آموزان است، این نظام می كوشد از این طریق، دانش آموزان را دانشمند بار بیاورد؛ آموزش عالی ما نیز جدی تر همین مسیر را دنبال می كند. اما سوال این است كه این علمی كه توزیع می نماییم چه نوع علمی است؟ این علم، علم مدرن است، تولید شده در جهان فرهنگی دیگر كه حالا وارد حوزه فرهنگی ما شده و ما توزیع كننده و مصرف كننده آن شده ایم.
وی ادامه داد: فرهنگ مدرن در محدوده جغرافیای فرهنگی خودش، پیامدهایی داشته است كه شاید مهم ترین آن، ظهور نظام های آموزشی عرفی شده است. عرفی شدن یك نظام آموزشی طی گام هایی تحقق پیدا می كند. در گام نخست دین از عنصری فراحوزه ای به عنصری حوزه ای در نظام آموزشی تبدیل می شود، به این معنا كه حوزه یادگیری معرفت دینی نه یك فراحوزه بلكه صرفاً یك حوزه در كنار حوزه های دیگر یادگیری علم قرار می گیرد، كه هر یك مجزای از دیگری اهداف و آرمانهای خودرا دنبال می كنند.
وی افزود: در گام بعد اگر در نظام آموزشی حوزه معرفت دینی به حوزه ای در حاشیه حوزه های یادگیری علم تبدیل گردد آن نظام آموزشی گام دوم را به سمت عرفی شدن برداشته است. در صورتیكه گام دوم عرفی شدن تحقق یابد، به تبع در حاشیه قرار گرفتن معرفت دینی در نظام آموزشی، معلمان و اساتیدی كه این معرفت را به دانش آموزان می آموزند، ساعاتی كه نظام آموزشی به معرفت دینی اختصاص می دهد، بودجه هایی كه در اختیار این مدل از معرفت قرار می گیرد، رشتهها و به طور كلی جایگاهی كه نظام آموزشی برای معرفت دینی قائل می شود، همه و همه در حاشیه حوزه یادگیری، علوم تجربی، ریاضی، انسانی، اجتماعی و... قرار خواهد گرفت.
وی ادامه داد: این یعنی نگاه حاشیه ای به حوزه معرفت دینی كه به دیگر ابعاد آن حوزه در كلیت نظام آموزشی سرایت خواهد كرد؛ امری كه الان به وضوح قابل مشاهده می باشد. گام نهایی عرفی شدن با حذف موقعیت حوزه ای معرفت دینی تحقق می یابد، یعنی در صورتیكه نظام آموزشی موقعیت حاشیه نشینی معرفت دینی در درون خودش را برنتابد، و با عناوین مختلف همچون ایدئولوژیك بودن معرفت دینی و... به حذف این حوزه معرفتی روی آورد، آن نظام آموزشی بطور كامل عرفی شده و معرفت دینی را بطور كامل از برنامه درسی خود حذف خواهد كرد، آنچنان كه بعضی از نظام های آموزشی مستقر در جهان غرب همین رویكرد را برگزیده اند و الان به معرفت دینی حداكثر از جنبه های كاركردی نگاه می كنند.


وضعیت كنونی نظام آموزش مدرسه ای ایران


سرپرست حوزه تربیت و یادگیری قرآن و معارف سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی با اشاره به وضعیت كنونی نظام آموزش مدرسه ای ما اظهار داشت: متاسفانه در مورد حوزه قرآن و معارف آنچه در نظام آموزشی ما عملاً رخ داده، وضعیت مطلوبی نیست و به جرات می توانم بگویم این وضعیت برخلاف میل و پیش بینی مدیران مومن و دانشمند نظام آموزش و پرورش ما بوده است. موقعیت كنونی حوزه قرآن و معارف، یك موقعیت فراحوزه ای نیست بلكه یك حوزه در كنار حوزه های دیگر تربیت و یادگیری است و به تعبیر واقع بینانهتر یك حوزه در حاشیه حوزه های دیگر تربیت و یادگیری است.

امروز دروس دینی به دروس حاشیه ای تبدیل گشته اند

معلمان دینی معلمان درجه دوم تلقی می شوند
ملایی افزود: امروز دروس دینی به دروس حاشیه ای تبدیل گشته اند و معلمان دینی، معلمان درجه دوم تلقی می شوند و موقعیت معلمان ریاضی و فیزیك را در مدرسه ندارند. وضعیت پیش آمده صرفاً ناشی از این نیست كه این دروس قوت لازم را ندارند و یا كتاب های آنها جذاب نیست و یا معلمان آنها وظیفه خودرا به خوبی انجام نمی دهند، مسئله فقط این طور موارد نیست، به نظر بنده همین نقدها به حوزه یادگیری علوم تجربی و... نیز وارد است، وضعیت پیش آمده برای دروس مربوط به معرفت دینی، بخش مهم اش ناشی از خودِ علمی است كه در نظام مدرسه در حال توزیع آن هستیم.
وی با اشاره به اینكه این علم حامل فرهنگ مدرن است و هر فرهنگ دیگری، همچون فرهنگ دینی را به حاشیه می راند و اگر بتواند به محاق می برد اظهار داشت: فرهنگی كه علم مدرن حامل آن است، فقط فرهنگ دینی را به حاشیه نمی راند، بلكه هر فرهنگی كه غیر از فرهنگ مدرن باشد را به حاشیه می راند، مانند كاری كه این علم با فرهنگ های شرقی، در نظام های آموزشی این كشورها كرد.
سرپرست حوزه تربیت و یادگیری قرآن و معارف سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی افزود: بعنوان مثال ما دانش آموز را با روش تجربی تربیت می نماییم، به او می آموزیم كه اگر می خواهد درك كند و بفهمد، باید تجربه كند، از این طریق عقلانیت تجربی و پوزیتیویستی را درون دانش آموز نهاینه و مستقر می نماییم. دانش آموزی كه با عقلانیت تجربی تربیت می شود، وقتی به سراغ معرفت دینی می رود، همین مدل از عقلانیت را معیار قضاوت خود قرار می دهد، اما مسئله این است كه آیا واقعاً برای قضاوت درباره معرفت دینی این مدل از عقلانیت جواب می دهد؟ چرا نظام آموزشی ما تا این پایه به عقلانیت تجربی چسبیده است و این را تبدیل به یك گفتمان حاكم بر ذهن دانش آموزان كرده است؟.
وی با اشاره به اینكه نظام آموزش و پرورش ما وقتی به غایت دینی اش نزدیك می شود كه معارف دینی را فراحوزه ای ببیند كه نسبتی با مبانی دانش های دیگر برقرار می كنند اظهار نمود: مسئله حوزه قرآن و معارف در سطوح مختلف، تولید راهنمای برنامه درسی، نقد و بررسی كتاب های درسی و تبیین روابط علم و دین است. كتاب های درسی از این نسبت اخیر غفلت كرده اند.
ملایی اضافه كرد: كتاب های درسی دینی و معارف ما به حوزه معرفت دینی پرداخته اند، دراین زمینه كارهای بسیار خوبی تابحال ارائه شده است، نیروهای مومن و دانشمندی كه در این عرصه یادگیری فعال بوده اند، گام های بنیادینی برداشته اند، در عین حال باید به كار آنان امتداد داد و این پروسه را تكمیل و به این نكته توجه كرد كه در این راه گام های برداشته نشده ای وجود دارد.
وی با اشاره به اینكه باید توجه داشته باشیم دانش آموز ما در یك فرهنگ مدرن پرجاذبه زندگی می كند و از همین منظر سوالات جدیدی برایش ایجاد می شود عنوان كرد: نقطه ضعف ما این بوده است كه آن بخش از معرفت دینی كه ناظر به مسائل بنیادین فرهنگ مدرن و علم مدرن است كمتر دیده شده و الان فصل جدیدی است كه در امتداد كارهای سابق كه انصافاً كارهای خوبی بوده است، این ظرفیت های جدید را شكوفا سازیم.


آیا زبان عربی ذیل زبان های خارجی و بعنوان یك زبان مستقل تدریس خواهد شد؟


سرپرست حوزه تربیت و یادگیری قرآن و معارف سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی در پاسخ به این پرسش كه آیا قرار نیست آموزش و پرورش زبان عربی را ذیل زبان های خارجی درنظر گرفته و بعنوان یك زبان مستقل كه فراگیری اش لازم است به آن بپردازد؟ اظهار داشت: یك نگاه به زبان این است كه زبان نشانه و ابزاری برای انتقال پیام است اما تمام هویت زبان این نیست. زبان از منظری عمیق تر نه فقط یك رسانه و یك ابزار برای انتقال پیام است بلكه چارچوب های فكری را رقم می زند. زبان مناسباتی با تفكر دارد و سده بیستم، سده تاكید بر این نكته است كه زبان یك عنصر به شدت فرهنگی و تمدن ساز است.
ملایی اضافه كرد: زبان عربی علاوه بر اینكه یك ابزار برای انتقال پیام است، یك ابزار برای ارتباط نیز بوده و از یك هویت فرهنگی بهره مند است. زبان عربی علاوه بر اینكه زبان بیشتر از یك میلیارد مسلمانان عرب زبان است، حامل فرهنگ اسلامی نیز هست، كسی می تواند زبان عربی را به خوبی بشناسد كه فرهنگ اسلامی را خوب درك كرده باشد. این مطلب نه فقط در مورد زبان عربی بلكه در مورد زبان انگلیسی، آلمانی و فرانسوی كه زبان فرهنگ مدرن هستند نیز صادق است.
وی با اشاره به اینكه این زبان ها فقط ابزارهای ارتباطی نیستند، به آنها فقط از منظر كنكور، مهاجرت و... نباید نگاه كرد اظهار داشت: از این منظر باید نگریست كه این زبان ها حامل فرهنگ مدرن هستند، كسی می تواند زبان انگلیسی را خوب بشناسد كه فرهنگ مدرن را خوب شناخته باشد. دلیل اینكه زبان عربی در حوزه تربیت و یادگیری قرآن و معارف گنجانده شده، توجه به همین نكته بوده است.
وی افزود: اولا این زبان، زبان قرآن است و ثانیاً ماهیتا هویتی فرهنگی دارد. فرهنگی كه زبان عربی حامل آن است، فرهنگ دینی است، جایگاه این زبان در حوزه معرفت دینی قرار داده شده است، حالا نیز هر مسئله در مورد زبان عربی باید در همین حوزه دنبال شود، جدا كردن این زبان از حوزه یادگیری قرآن و معارف در هر سطحی كه این جداسازی بخواهد اتفاق بیفتد، یك خطای راهبردی و بزرگ است، كه حتما تبعات بسیار سنگینی برای آینده این زبان خواهد داشت.
وی با تاكید بر اینكه احیای هویت زبان عربی، عبور از حصر آموزش زبان انگلیسی در كشور، بیرون كشیدن زبان عربی از حاشیه نشینی زبان انگلیسی، لزوم آماده سازی ارتباط با جهان اسلام و... همه و همه اهداف خوبی هستند، ولی این اهداف ناظر به زبان عربی باید در دل حوزه تربیت و یادگیری قرآن و معارف دنبال شوند اظهار داشت: ترویج زبان عربی در هر سطحی باید توسط كسانی صورت گیرد كه فرهنگ دینی حاضر در تار و پود زبان عربی را می توانند به خوبی تشخیص دهند.




منبع:

1398/11/08
20:42:57
5.0 / 5
3845
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۳

لینک دوستان مدیریت آموزش

تگهای مدیریت آموزش

olms.ir - حقوق مادی و معنوی سایت مدیریت آموزش محفوظ است

مدیریت آموزش

آموزش آنلاین